فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٦١٩ - تكمله
موازات
فارسى/ روبرويى
فرانسه/Parallelisme
انگليسى/Parallelism
«موازات نزد حكما عبارت است از اتحاد در وضع كه آن را محاذات نيز ناميدهاند.» (كشاف تهانوى).
موازات بين سطوح (يا بين خطوط مستقيم رسم شده بر روى يك صفحه) عبارت است از قرار گرفتن آنها به نحوى كه با هم برخورد نكنند، حتى اگر تا بىنهايت ادامه يابند.
چون از شرايط دو شىء متوازى اين است كه بين نقاط متبادل و متساوى آنها انطباق برقرار باشد، مىتوان لفظ موازات را بر بعضى از معانىيى كه متضمن اين شرط است، اطلاق كرد. مثل:
١- موازات دو منظومه همشكل كه اجزاء آنها منطبق بر يكديگر است.
٢- موازات بين دو حركت يا دو حادثه متشابه و مماثل كه با هم جريان دارند.
٣- موازات بين سلسله افعالى كه هدف معينى را تعقيب مىكند. (بهتر است اين معنى را تقارب بناميم نه موازات).
موازات نفسانى جسمانىParallelisme Psycho
Physique (
- به نظريهاى اطلاق مىشود كه معتقد است بين دو سلسله پديدارهاى جسمانى و نفسانى مطابقت كامل برقرار است. به نحوى كه نسبت اجزاء اولين سلسله با اجزاء مقابل آن در سلسله دوم مثل نسبت متن به ترجمه آن است.
اين نظريه به دو صورت بيان شده است: اول قول به اينكه: در مقابل هر پديدار جسمانى يك حالت نفسانى مطابق با آن وجود دارد. عكس اين قضيه نيز صادق است.
يعنى در مقابل هر حالت نفسانى يك پديدار جسمانى مقابل آن وجود دارد.
اسپينوزا گويد: «اگر طبيعت را از اين جهت كه امتداد است، يا از اين جهت كه فكر است، يا از اين جهت كه شىء ديگرى است، مورد مشاهده قرار دهيم، نظام واحد و تسلسل واحدى در علل آن مىيابيم كه دالّ بر اين است كه يك شىء واحد، در دو جهت امتداد يافته است.» لايب نيتس گويد: بين صور عقلى و اشياء خارجى محيط بر اين صور، انطباق كامل وجود دارد. اما اين انطباق ناشى از تأثير متقابل عقل و طبيعت در يكديگر نيست. بلكه ناشى از انسجام ازلى بين آنهاست.
دوم قول به اينكه در مقابل هر حالت نفسانى، يك پديدار عصبى معين وجود دارد كه منطبق با آن است. اما عكس آن صادق نيست. معنى اين سخن اين است كه ممكن است در بدن پديدارهاى عصبى، يا بهتر بگوييم، پديدارهاى فيزيكى و شيميائى، حادث شود، بدون اينكه احوال نفسانى منطبق با آنها وجود داشته باشد.
خلاصه نظريه موازات نفسانى جسمانى مبيّن اين است كه بين يك سلسله از پديدارهاى نفسانى و يك سلسله از پديدارهاى جسمانى مطابقت كامل وجود دارد. و اينكه هر يك از اين دو سلسله مستقل از يكديگر است.
مواضعت
فارسى/ قرارداد
فرانسه/Convention
انگليسى/Convention
لاتين/Conventio
قرار داد به معنى توافق است و به معنى عملى است كه مردم در اخلاق و عادات و رفتار خود، رعايت مىكنند. اين واژه مترادف عرف و اتفاق است و يكى از ملاكهاى اخلاق و قانون است.
و نيز قرارداد يكى از مقياسهايى است كه دانشمندان از آن پيروى مىكنند و از اصولى است كه آن را پايه مباحث خود قرار مىدهند. قرار دادى به معنى مورد توافق است.
هنرى پوانكاره لفظ قرارداد را به اين معنى به كار برده است كه مبادى علوم مخصوصا اصول علم هندسه، نه از امور بديهى است و نه از تعليمات تجربى و نه از فرضياتى است كه صدق آنها موكول به تحقيق تجربى باشد، بلكه از اصطلاحات قراردادى است. وى گفته است: اصول بديهى هندسه، از نوع قضاياى تركيبى پيشينى و يا احكام تجربى نيست، بلكه قرارداد است.
البته ترجيح بعضى از اين قراردادها بر بعض ديگر، مقيد به تجربه است، اما ما در اين ترجيح آزاديم و آزادى ما را چيزى جز ميل به پرهيز از تناقض، محدود نمىكند. وى همچنين گفته است: هندسه اقليدوسى صادقتر از هندسههاى ديگر نيست بلكه توافق در آن بيشتر است و