فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٦١٤ - تكمله
در علم اخلاق، ممكن چيزى است كه نقيض ملاكهاى اخلاقى و قوانين نفسانى و اجتماعى نباشد، چنانكه رنان گويد: «ممكن است نوع انسانى به انحطاطى كشانده شود كه راه گريز از آن وجود نداشته باشد.» ممكن بر حسب ذهن به چيزى اطلاق مىشود كه انسان در مورد آن سخن مىگويد اما صدق و كذب آن را نمىداند، خواه چنين چيزى متعلق به زمان گذشته باشد يا زمان آينده يا اصولا متعلق به زمان نباشد. مثلا مىگويند ممكن است امشب باران ببارد و ممكن است اين مساله حلشدنى نباشد.
هر فرضيهاى، چه در رياضيات چه در علوم طبيعى و چه در روانشناسى، بيانكننده يك رابطه ممكن با يك قانون ممكن است.
ممكن نسبى مترادف احتمالى است، جز اينكه از آن ضعيفتر است. زيرا چيزى كه امكان آن زياد باشد، چه بسا كه احتمال آن كم است. حوادثى كه بر حسب ذهن، داراى امكان متساوى يا احتمال متساوى است، حوادثى است كه انسان از آنها سخن مىگويد اما نمىداند كه بعضى از آنها مقدم بر بعضى ديگر يا مؤخر بر بعضى ديگر واقع خواهد شد. مثل بيرون آوردن گوى سفيد يا گوى سياه از كيسهاى كه پر از گوى است اما رنگ و تعداد آنها بر ما مجهول است.
ممكنه عامه، در اصطلاح منطقيان «قضيهايست كه در آن، به سلب ضرورت مطلق از جانب مخالف، حكم شده است. پس اگر حكم قضيه، ايجابى باشد، امكان آن، عبارت است از سلب ضرورت سلب، و اگر قضيه سالبه باشد، امكان آن، سلب ضرورت ايجاب است، زيرا ايجاب جانب مخالف سلب است.
پس اگر بگوييم: هر آتشى ممكن است گرم باشد به امكان عام، معنى آن اين است كه سلب گرما از آتش ضرورى نيست. و اگر بگوييم:
هيچ گرمى ممكن نيست سرد باشد به امكان عام، معنى آن اين است كه ايجاب سرما براى شىء گرم، ضرورى نيست.» (تعريفات جرجانى) ممكنه خاصه «قضيهايست كه در آن، به سلب ضرورت مطلق از هر دو طرف سلب و ايجاب، حكم شده باشد. مثلا اگر بگوييم:
هر انسانى ممكن است نويسنده باشد به امكان خاص، معنى آن اين است كه هيچ يك از ايجاب و سلب نويسندگى براى انسان ضرورى نيست. اما سلب ضرورت ايجاب، امكان عام سالب است و سلب ضرورت سلب، امكان عام موجب است.
ممكنه خاصه، چه موجبه باشد چه سالبه، مركب از دو ممكنه عامه است كه يكى از آنها موجبه و ديگرى سالبه است و فرق موجبه و سالبه بودن اين دو قضيه در معنى آنها نيست بلكه در لفظ است. بطورى كه اگر به عبارت ايجابى بيان شود موجبه و اگر به عبارت سلبى بيان شود سالبه است.» (تعريفات جرجانى) (رجوع كنيد به امكان، ضرورت، ضرورى متحمل).
مناقشه
فارسى/ ايرادگيرى- چالش
فرانسه/Discussion
انگليسى/Discussion
لاتين/Discussio
مناقشه كردن در مورد يك مساله عبارت است از بحث و تحقيق و تحليل در مورد آن. مثل مناقشه در جنبه قانونى مطلب. شرط مناقشه اين است كه اهل مناقشه داراى آراء و عقايد معارض يكديگر باشند، و يك يا چند نفر، بررسى آراء متعارض را به عهده گرفته باشند و آنها را با يكديگر بسنجند تا بتوانند صحيحترين آنها را برگزينند.
منبّه
فارسى/ انگيزه
فرانسه/Stimulus ,excitant
انگليسى/Stimulus
لاتين/Stimulus
انگيزه عبارت از يك عامل طبيعى است كه جريان عملى را در موجود زنده داراى دستگاه حسى ايجاد مىكند. و مخصوصا به پديدارهاى طبيعىيى اطلاق مىشود كه در حواس تأثير مىگذارند.
كار انگيزه عموما ايجاد آگاهى است، مانند تحريكى