فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٥٩٣ - م
فلسفه نامشروط فلسفه ويكتور كرزن است كه معتقد است عقل مىتواند بر مطلق يا نامشروط يا نامحدود احاطه داشته باشد.
مشكك
فارسى/ مشكك
فرانسه/Equivoque
انگليسى/Equivocal
لاتين/Aequivocus
تشكيك نزد قدما عبارت است از اينكه لفظى در مقابل يك امر مشترك بين افراد بطور نامساوى وضع شده باشد.
مانند وجود نسبت به واجب الوجود و ممكن الوجود. لفظ وجود را لفظ مشكك مىنامند. در مقابل تشكيك تواطؤ قرار دارد و آن عبارت از لفظى است كه بطور مساوى در مقابل يك معنى عام بين افراد متعدد وضع شده باشد. چنين لفظى را متواطى گويند. در اصطلاح متجددان تشكيك عبارت است از دلالت لفظ يا عبارت بر معانى متعدد و هر معنائى كه بتوان آن را به صور مختلف تفسير و تأويل كرد، يك معنى مشكك است. بنا بر اين مشكك به اين معنى امر مبهمى است كه ذهن نمىتواند از آن، تصور ثابت و روشنى داشته باشد و آن را در يك نوع يا جنس مشخصى محدود كند. (رجوع كنيد به متواطى و مشتبه)
مشكله
فارسى/ مسأله
فرانسه/Probleme
انگليسى/Problem
لاتين/Problema
١- مشكل اسم فاعل از مصدر اشكال و به معنى مغشوش و مبهم است. معنى اين لفظ در اصطلاح اصوليان عبارت است از آنچه مفهوم آن روشن نباشد و نتوان آن را درك كرد، تا وقتى كه دليلى از خارج بر آن اقامه شود. و نيز مشكل «چيزى است كه مقصود از آن درك نشود مگر با تأمل بعد از طلب» (تعريفات جرجانى).
٢- مسأله (Probleme( عبارت از يك معضله نظرى يا عملى است كه فقط با تحليل يقينى مىتوان بدان دست يافت. مشكله مترادف مسأله است كه راه حل آن با يكى از روشهاى عقلى يا عملى پيدا مىشود، از قبيل مشكلات يا مسائل اقتصادى و مسائل رياضى.
٣- اشكال به معنى ابهام است و به چيزى اطلاق مىشود كه مبهم و نامعلوم باشد و با دليل كافى بيان نشده باشد و در نتيجه محل شك و ترديد است.
مبهم (Problematique( در اصطلاح فيلسوفان، عبارت است از: قضيهاى كه جهت صدق آن معلوم نباشد و مىتواند صادق باشد اما صدق آن قطعى نيست.
٤- اشكال در اصطلاح كانت مترادف امكان است، اشكال به اين معنى يكى از مقولات جهت و مقابل وجود و ضرورت است. كانت گويد: قضاياى متّصف به ابهام (Problema tiques Jugements( احكامى است كه سلب و ايجاب آنها فقط در حيّز امكان است و تصديق عقل اين احكام را تصديقى تحكمى و بدون دليل است. اينها در مقابل احكام خبرى و احكام ضرورى است.
مصادرت
فارسى/ مصادره
فرانسه/Postulat
انگليسى/Postulate
لاتين/Postulatum
مصادرات قضايائى است كه نظر به نيازى كه عقل در استدلال، به آنها دارد، صدق آنها پذيرفته مىشود. اين قضايا را از اين جهت مصادرات ناميدهاند كه از متعلم خواسته مىشود كه آنها را بدون دليل بپذيرد. در حالى كه اين قضايا، خودبخود واضح و بيّن نيستند. مصادرات به اين معنى در مقابل اصول متعارف (Axiomes( قرار دارند زيرا اين اصول خودبخود بديهى و بيّن هستند. ابن سينا گويد: «اما اوضاع [يعنى آنچه وضع شده است] مقدماتى است كه خودبخود واضح نيستند، اما متعلم، آنها را مىپذيرد، و اثبات آنها يا در علم ديگرى است و يا پس از مدتى در همين علم مورد بحث مثل اينكه در اوايل هندسه گفته مىشود: هر دو نقطه را مىتوان با خط مستقيم به هم اتصال داد، يا بر هر نقطهاى مىتوان دايرهاى