فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٥٨٨ - م
وسواس مترادف فكر ثابت (Idee fixe( است اما ژانه بين آنها فرق گذاشته و گفته است: شخص وسواسى مىداند كه اعمال و رفتار او خلاف عرف و عادت است اما وسواس او را بر نمىانگيزد كه تصورات خود را به مرحله عمل بگذارد.
مساوات
فارسى/ برابرى
فرانسه/Egalite
انگليسى/Equality
لاتين/Aequalitas
١- برابرى عبارت است از اتحاد دو چيز در مقدار، چنانكه مشابهت عبارت است از اتحاد در كيفيت. معنى اتحاد در كميت يا مقدار، اين است كه يكى از دو شىء بتواند بدون افزايش و كاهش تبديل به ديگرى شود. مانند عبارت ب ج، كه دو شىء متساوى، در آن، يك شىء واحد هستند، يا مانند جملهاى كه ارزش واحدهاى آن، بدون تغيير طرفين آن، تغيير كند. مثل:
(ب+ ج) ٢ ب ٢+ ٢ ب ج+ ج ٢ اگر دو شكل كاملا بر هم منطبق شوند، بين آنها تساوى هندسى برقرار است. اين تساوى را تطابق گويند. اما اتحاد دو شكل در يك مقياس، تكافو ناميده مىشود، و اگر دو شكل از لحاظ هيأت متحد باشند نه در سنجش، اتحاد آنها را تشابه گويند نه تساوى.
٢- مساوات در اصطلاح منطقيان سه حالت دارد:
(١) صدق هر يك از دو مفهوم بر تمام مصاديق يكديگر.
بنا بر اين انسان و حيوان ناطق مساوى هستند. (٢) دو قضيه متساوى قضايائى است كه داراى يك محتوا باشند. (٣) دو صنف متساوى عبارت از اصنافى است كه هر يك از آنها مشتمل ديگرى باشد. علامت تساوى در منطق و رياضيات يكى است و عبارت است از علامت.
٣- مساوات در علم اخلاق عبارت از اين اصل آرمانى است كه مىگويد انسان از جهت انسانيت، در حقوق و شرف و ارزش، برابر و مساوى برادران انسانى خويش است.
اين مساوات بر دو نوع است: مساوات مدنى و مساوات سياسى.
مساوات مدنى: اين اصل ايجاب مىكند كه با افراد، از حيث دعوت آنان به اجراى مقررات ضرورى، بطور مساوى رفتار شود و نيز از جهت بهرهمند شدن آنان از حقوق قانونى بين آنان مساوات رعايت شود و ارزش طبقاتى آنان و نسبت آنان با افراد و يا مال و ثروت آنان، در اين مورد ملاك عمل قرار نگيرد.
مساوات سياسى: اصلى است كه حق شركت در حكومت را براى تمام افراد جامعه حفظ مىكند. و نيز حق تعيين وظايف و امور عمومى را بر طبق شرايط قانونى براى تمام افراد قائل است و در اين مورد طبقه و ثروت افراد را در نظر ندارد، به نحوى كه تمام افراد در مقابل قانون مساوى هستند و فقط لياقت و كفايت بعضى افراد است كه موجب امتياز آنها از افراد ديگر مىشود.
٤- در كنار برابرى مدنى و سياسى (كه جنبه صورى و آرمانى دارد) يك برابرى واقعى وجود دارد. ماند برابرى دو نفر يا بيش از دو نفر، در ثروت و در شهادت و در ساير امكانات واقعى و بالفعل آنان. اين برابرى واقعى را برابرى مادّى گويند كه در مقابل برابرى قانونى يا سياسى قرار دارد.
مقصود از قول به مساوات، انكار اختلافات طبيعى بين افراد نيست، بلكه مقصود تحقق عدالت اجتماعى در تمام جنبههاى زندگى است به نحوى كه نسبت دريافتهاى هر فردى به استحقاقش مثل نسبت هر كس كه در حد و مقام و مرتبه اوست به حق خود باشد. (رجوع كنيد به ديمقراطيت، عدالت).
مساوقت
فارسى/ همپايگى
فرانسه/Concomitance
انگليسى/Concomitance
مساوقت عبارت است از «تلازم بين دو شىء به نحوى كه هيچ يك از آنها در مرتبه از ديگرى تخلف نكند.» (كشاف تهانوى) اگر يكى از دو شىء همراهى با شىء ديگر داشته باشد، مساوق آن است، و نيز اگر دو شىء در تغيّر متلازم يكديگر باشند مساوقاند. «آنچه شامل اتحاد در مفهوم و مساوات در صدق باشد و به اين ترتيب الفاظ مرادف و مساوى را شامل گردد،» مساوقت ناميده مىشود. (همان كتاب) رجوع كنيد به ابن سينا در نجات: «فصل در مساوقت واحد و موجود به اعتبارى».