فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٥٩٠ - م
را در آن، آغاز كنند، اما اين آينده هرگز نمىآيد، تا هنگامى كه مرگ آنان را دريابد، در حالى كه هنوز چشم به راه آينده هستند، به گذشته خود مىنگرند، اما در آن چيزى نمىيابند مگر فراغ.» و نيز گفته است: «ما مىدانيم كه آينده، سرانجام به گذشته تبديل خواهد شد و گذشته، آينده آينده است.» چون آينده، تمام حوادث ممكن را در خود دارد، ضرورة نامعين است. اما آنچه در حال وقوع است، رو به سوى حوادث بالفعل دارد. به همين جهت حوادث آينده مندرج در مقوله امكان عام است. در جمله «شبهاى زمان آبستن بارهاى گرانى است كه شگفتىها را نرم و قابل قبول مىكند» اشاره است به اينكه آنچه را گذشت زمان، ملايم خواهد كرد، متصف به عدم تعيّن است، جز اينكه آگاهى انسان از توالى و تعاقب پديدارهاى طبيعى مطابق نظام ثابت مىتواند او را از آينده بياگاهاند، به همين ترتيب ممكن به ضرورى تبديل مىشود، و يقين شخص دانشمند به ضرورت وقوع آنچه از آن آگاهى يافته است، شبيه به يقين او در مورد حوادث گذشته است. چون بعضى فيلسوفان معتقدند حوادث آينده از مقوله امكان است، نه از مقوله ضرورت، نتيجه اين نظر اين است كه به اختيار و آزادى انسان معتقدند. حوادث آينده را ممكنات آينده يا حوادث جايز (يا ممن به امكان عام) گويند. اينها حوادثى است كه شايد در زمان آينده واقع شود و شايد واقع نشود. مانند موقعيتهائى كه انسان گمان مىكند مىتواند در خارج از حدود اراده خود، آنها را اتخاذ كند.
آيندهنگرى (Futurisme( روش كسى است كه مايل به امور تازه، نامعلوم و متعلق به آينده است. اساس اين روش با خروج از عرف و عادت، آزادى از قيد و بندها، و ميل شديد به بىپروايى و اضطراب، مناسبت دارد. در زيبايىشناسى، آينده نگرى به هنرهايى اطلاق مىشود كه به طرق مختلف از آينده خبر مىدهد. اطلاقات اين واژه در اخلاق و سياست، به معنى تقدير و بزرگداشت كسانى است كه به آينده توجه دارند و به چيز نو علاقه دارند و از زندگى پر شور و نشاط استقبال مىكنند و به پيشرفتهاى ماشينى و فنى در راه مبارزه و مخاطره و سرعت عمل توجه دارند و اين امر را در جهت تحول و انقلاب و قدرت براى دگرگونى تاريخى به كار مىگيرند.
مسلّمة
فارسى/ مسلّم
فرانسه/Presupposition
انگليسى/Presupposition
«مسلمات قضايائى است كه انسان را از خصم مصون مىدارد و به منظور دفع خصم، كلام را بر آن متكى مىكنند، چه مسلّم بين اهل علم باشد و چه مسلم بين دو طرف مكالمه ...» (تعريفات جرجانى) در نظر ابن سينا، مسلّمات بر دو قسم است: معتقدات و مأخوذات. معتقدات سه نوع است: (١) آنچه قبول آن واجب است (٢) مشهودات (٣) وهميات. مأخوذات دو نوع است: مقبولات و تقريرات.
نوع اخير شامل مصادرات (Postulats( و اصول موضوعه مىشود. ابن سينا گويد: «تقريرات مقدماتى است كه چون مخاطب تسليم آنها است. اتّخاذ مىشود، و يا قضايائى است كه قبول آنها و اقرار به آنها در آغاز علوم لازم است. اين قبول و اقرار، يا با نوعى ترديد همراه است، كه در اين صورت اين قضايا را مصادرات گويند، و يا با سهل انگارى و خوشباورى همراه است كه در اين صورت آنها را اصول موضوعه گويند.» (اشارات).
بنا بر اين هر يك از مصادرات يا اصول موضوعه يكى از مسلمات است. اما هر قضيه مسلمهاى مصادره يا اصل موضوع نيست. اين بدان معنى است كه مسلمات جنس تعدادى از قضايا است و شامل افتراضات، اوليات، بديهيات، مصادرات و اصول موضوعه مىشود كه هر كدام را در جاى خود بيان كردهايم. (رجوع كنيد به افتراض، اولى، اوليات، بديهى، بديهيات، مصادره و وضع).
مشاّئى
فارسى/ مشّائى
فرانسه/Peripateticien
انگليسى/Peripatetic
يونانى/Peripatetikos
مشّاء يعنى بسيار راه رونده و مشائى به معنى ارسطوئى است. پيروان ارسطو از اين جهت به اين عنوان ناميده شدهاند كه او شاگردان خود را در حال راه رفتن تعليم مىداد.