فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٥٨٢ - م
و ذهنى و عدالت يك قاعده عملى، عينى و اجتماعى است.
از آنچه گفتيم بر مىآيد كه محبت و عدالت از فضايلى است كه باطنا با هم متّحد و ظاهرا با هم مختلفاند. زيرا اصل محبت مىتواند محرك فعال عادلانه باشد، چنانكه قاعده عدالت مىتواند وسيله تحديد اقسام محبت مشروع باشد.
لايب نيتس گفته است: عدالت محبت حكيم است و آگجر گفته است: محبت غير از احسان است. زيرا كسى كه به قصد سود بردن يا از روى خود پسندى نيكى كند، عمل او مبتنى بر اصل محبت نبوده است. (رجوع كنيد به رحمت، عدالت،)
محتمل
فارسى/ احتمالى
فارسى محتمل به معنى ممكن الوقوع و احتمال يعنى «آنچه تصور طرفين آن كافى نباشد بلكه ذهن در مورد نسبت بين آنها مردّد باشد و مقصود از آن، امكان ذهنى است.» (تعريفات جرجانى) محتمل به نظرى اطلاق مىشود كه بدون برهان مىتوان آن را پذيرفت زيرا در نظر انسان، اين نظر از نظر مقابل خود، به حقيقت نزديكتر است.
صدق امر محتمل داراى درجات متفاوت است. هر چه احتمال آن بيشتر باشد صدق آن قوىتر است. و هر چه احتمال آن از حقيقت دورتر باشد احتمال تصديق آن كمتر است.
در نظر فيلسوفان، احتمال بر دو نوع است: ذهنى و رياضى.
احتمال ذهنى عبارت است از توقع ذهن به حدوث واقعهاى، اگر چه ممكن است حدوث آن، يقينى نباشد.
مثل:
اگر آينده شامل بسيارى از حوادث ممكن الوقوع است، و بعضى از اين حوادث نزديكتر از بعضى ديگر به وقوع است، به نحوى كه احتمال وقوع الف بيش از احتمال وقوع ب و وقوع ب بيش از ج است، بر انسان عاقل است كه رفتار خود را با احتمال وقوع اين حوادث منطبق كند، و اگر چنين نكند، در خطاهاى بزرگ واقع خواهد شد.
احتمال رياضى به معنى احتمال پيشينى (Apriori(
است، و آن را مىتوان چنين تعريف كرد: احتمال رياضى عبارت است از نسبت تعداد دفعاتى كه حادثه ممكن است در آنها واقع شود به مجموع كل دفعات.
مثل: اگر سكهاى را كه پشت و روى آن معين است به هوا پرتاب كنيم، احتمال اينكه وقتى افتاد، روى آن به طرف زمين باشد ١/ ٢ است.
در كنار احتمال پيشينى رياضى، احتمال پسينى (Apostriori( آمارى قرار دارد كه عبارت است از نسبت تعداد دفعاتى كه حادثه بالفعل واقع مىشود به مجموع دفعاتى كه وقوع آن حادثه در آنها ممكن است. در اين مورد بايد تعداد زيادى از حالات ممكن الوقوع وجود داشته باشد و تعداد حالات وقوع حادثه نسبت به كل حالات سنجيده شود. وقتى اين سنجش و محاسبه انجام شد، مىتوان آن را با نسبت رياضى مانند نسبت ب/ ج بيان كرد. مانند نسبت درصد مرگ و مير كه اساس محاسبات شركتهاى بيمه است.
خلاصه احتمال رياضى، ارزشى است كه حدود آن از طريق دقت در دلالت بر ضرورت وقوع حادثه، معلوم مىشود.
احتمال وقوع حوادث را، در حساب احتمالات، با عددى نشان مىدهند كه هميشه بين صفر و عدد صحيح قرار دارد.
صفر دال بر اين است كه چنين حادثهاى واقع نخواهد شد و عدد صحيح دال بر تأكيد در حدوث آن است.
نظريه احتمال يا اصالت احتمال (Probabilis me(
نظريهايست كه بين شك و يقين قرار دارد و خلاصه آن اين است كه عقل انسان فقط مىتواند به آراء احتمالى دست يابد نه به يقين مطلق. اين نظريه به دو قسمت اخلاقى و منطقى تقسيم مىشود.
احتمال اخلاقى عبارت است از قول به وجوب پيروى از آراء احتمالى، اگر انسان بخواهد از خطا بپرهيزد بايد رفتار خود را مطابق رأيى قرار دهد كه به حق نزديك باشد و در جامعه هواداران محترمى داشته باشد، اگر چه احتمال آن كمتر از آراء مخالف باشد. با وجود اين، احتمال اخلاقى فقط شامل احكام ضرورى مصرّح در قانون است. اما با احكام مربوط به حقوق طبيعى، از قبيل احترام به حيات انسانى نمىتوان بر طريق احتمال، مخالفت كرد.
احتمال منطقى عبارت است از قول به امتناع دستيابى به حقيقت مطلق در علومى كه موضوعات آنها اشياء واقعى و عينى و مشخص است، مانند علوم طبيعى و تاريخ. زيرا حد اكثر آنچه انسان مىتواند در اين علوم به آن دست يابد، پيروزى در شناخت حقايق احتمالى است نه حقايق يقينى.
اين روشى است كه آكادمى جديد پيش گرفت و به حصول