فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٥٦٩ - م
در مورد آنها شك كرد. اين قضايا شرط ضرورى استنتاج است و بعضى از آنها شامل تمام علوم مىشود مانند مبادى اوليه، و بعضى ديگر اختصاص به علم معينى دارد. مبدأ به اين معنى به اركان مستقيم يا به اركان قريب استنتاج، اطلاق مىشود، مانند مقدمات قياس كه مبيّن لوازم قياس است، يا قوانين علمى كه مفسّر پديدارهاى طبيعت است.
دوم معناى مبتنى بر معرفتشناسى كه به مبادى علمى كه تفسيركننده بسيارى از حالات است، اطلاق مىشود. مثل قانون (مبدأ) ارشميدس، قانون پاسكال و قانون كارنو. و يا به نظريات بنيادى كه تنظيمكننده علم است، اطلاق مىشود.
زيرا اين نظريات مانند پايهايست كه ساختمان متكى بر آن است. كار اين نظريات، نظم و ترتيب دادن قوانين و انتقال روش علم از استقراء به قياس است؛ مانند نظريه نسبيّت و نظريه تطور و امثال آن. مبادى علم به اين معنى، همان نظريات اساسى و قضاياى بنيادى است. بسيارى از دانشمندان، كتابهاى خود را كه مشتمل بر قضاياى كلى است، مبادى ناميدهاند، مانند اصول (مبادى) فلسفه دكارت و اصول اولى اسپنسر.
سوم معنى عملى، و آن اصول مورد اعتقاد انسان است كه رفتار او را توجيه مىكند، مانند اصول سياست، اصول اخلاق و اصول هنر، اينها دستورات و ملاكهاى عملىيى است كه ارزشهاى اعمال انسان بر آنها متكى است. در اين مورد گفتهاند: فلانى نسبت به رعايت اصول مورد قبول خود سختگير است. خلاصه اصول يا عملى است و يا نظرى.
اصول عملى، اصول اخلاق است و اصول نظرى، اصول منطقى و طبيعى و ما بعد طبيعى است. گفتهاند: مبادى تصورى حدود موضوعات است و مبادى تصديقى، اطراف مسائل [و قضاياى اوليه] است مبادى عاليه عبارت است از عقول فلكى و مبدأ فياض به معنى خداوند است.
مبدأ اول
فارسى/ اصل اول
فرانسه/Premier Principe
انگليسى/First Principle
اصل اول به معنى حقيقت اوليه است كه اساس ساختمان عقلى اشياء قرار مىگيرد. چنين حقيقتى يا يك امر واقعى است مانند ادراك ذات خويش در كوجيتو دكارت، و يا يك اصل عقلى بديهى به بداهت ذاتى است.
مبادى اوليه، قضاياى كليهايست كه عقل، بدون اينكه آنها را از تجربه يا از قضاياى ديگر اخذ كرده باشد، مسلم مىگيرد.
مقصود از مبدأ اول در فلسفه فارابى و ابن سينا، خداست.
مبدأ لذت و مبدأ واقع
فارسى/ اصل لذت و اصل واقع
فرانسه/Principe de realite Principe du Plaisir et
انگليسى/and Principle of reality Principle of Pleasur
معنى اين دو اصل در اصطلاح فرويد عبارت است از اينكه ميل به لذت و نفرت از درد رفتار كودك را در ابتداى زندگى او تعيين مىكنند، تا هنگامى كه تجربه كسب كرد و شخصيت او از طريق تربيت ساخته شد، در راه دستيابى به خير بزرگتر، از بعضى لذات چشم مىپوشد و بعضى آلام را تحمل مىكند.
مبيّن
فارسى/ خبرى
فرانسه/Apophantique
انگليسى/Apophantic
اين اصطلاح ارسطوئى به قضيهاى اطلاق مىشود كه قابل صدق و كذب باشد. چنين قضيهاى را از اين جهت خبرى گويند كه محمول آن توضيحدهنده موضوع است.
الفاظ لاتين دال بر اين معنى (يعنى لفظ فرانسه و انگليسى آن) علاوه بر معنى خبر، دال بر بخشى از منطق است كه كار آن بحث در مبحث حكم است.
متجانس
فارسى/ همگن
فرانسه/Homogene
انگليسى/Homogeneous