فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٣٧٨ - ر
تفكر منطقى با عمل خودبخودى.
ج- روح در مقابل بدن قرار دارد. زيرا روح نمايانگر قوه عاقله و بدن نمايانگر تمايلات حيوانى است. به اين جهت گفتهاند: بدن داراى تمايلاتى است در مقابل و ضد تمايلات روح.
٥- اگر لفظ روح دال بر چيزى باشد كه در مقابل حساسيت قرار دارد، مقصود از آن، قوه تفكر يا قوه مستقل از تمايلات است. به اين جهت گفتهاند: ارواح ضعيف عبارت است از عقول ناتوان از تفكر عينى منظم، يا عقولى كه زود تحت تأثير قرار مىگيرد. گاهى مدلول اين لفظ از اين هم محدودتر مىشود و به جاى استعمال آن به جاى خود، به يكى از صفات فكر اطلاق مىگردد. مثل اينكه گفته مىشود:
روح فلسفى، روح هندسى، روح انتقادى و ...
٦- روح هر چيزى يعنى خود آن چيز. اگر لفظ روح به چيزى اطلاق شود، دال بر ماهيت و جوهر آن است. مثل:
روح فلسفه رواقى، يا روح روش عقلى، يا روح قانون، كه مقصود، معنى و حقيقت آن است.
٧- وقتى مادهاى را تبخير كنند، به جزئى كه تبخير شده است، روح گويند. مثل روح شراب، مشروبات روحى به همين معنى است.
٨- در قرآن روح به چند معنى آمده است: اول آنچه موجب زندگى بدن است. دوم به معنى امر. سوم به معنى وحى، چهارم به معنى قرآن، پنجم به معنى رحمت، ششم به معنى جبرئيل.
٩- روح بزرگ مظهر ذات خداوندى، از جهت خداوندى آن است. نزد مسيحيان روح القدس، يكى از اقانيم سهگانه است.
١٠- ارواح قوى يا ارواح سرپيچىكننده عبارت است از ارواح غريب يا ارواح معادى متعلق عقايد دينى. از اين جمله است سخن پاسكال: الحاد نشانه ارواح متمرد است. و لابروير گويد: آيا ارواح متمرد مىدانند كه ما آنها را به نيرويى متصف نمىدانيم مگر به ريشخند؟ ارواح قوى همان ارواح ضعيف است.
١١- فيلسوفان در مورد نفس و روح اختلاف نظر دارند.
بعضى گفتهاند: اين دو با هم متفاوتاند زيرا نفس جزء روح است. گروه ديگرى گفتهاند: اين دو يك چيزاند زيرا ما نفس و روح را به جاى يكديگر استعمال مىكنيم. به نظر ما اين مطلب صحيح است.
علم الروح
فارسى/ روان مندى
فرانسه/Spiritisme
انگليسى/Spiritism
روان مندى نظر كسانى است كه مىگويند: روح بعد از مرگ بدن، به صورت جسم بخارى لطيف باقى مىماند، بطورى كه با چشم ديده نمىشود و فقط در مواقع خاصى تحت تأثير عوامل خاصى ظاهر مىشود.
ق روانمندى و اصالت روان (Spiritualisme( در اين است كه:
١- روان مندى فقط از ارواح مردگان بحث مىكند.
٢- نظريات روان مندى متكى بر تجربه است نه متكى بر استدلال.
٣- به روح لباس مادى مىپوشاند و آن را پرده بخارى مىنامد كه فقط در شرايط خاصى مشاهده مىشود.
٤- تأثير روح را از نوع تأثير مادى، شبيه تحريك اجسام مىداند. در حالى كه اصالت روان به هيچ يك از آنچه برشمرديم معتقد نيست.
فرق روان مندى و ما بعد الطبيعه اين است كه ما بعد الطبيعه عهدهدار تفسير پديدارهائى است كه روحشناسان از آن سخن گفتهاند، به اين طريق كه روح را تحت تأثير قواى قوىتر و برتر از قواى نفس انسانى مىداند در حالى كه روان مندى عهدهدار تفسير روح تحت تأثير ارواح مردگان در جهان مادى است.
(مذهب) الروحانى
فارسى/ اصالت روان
فرانسه/Spiritualisme
انگليسى/Spiritualism
١- اصالت روان در مقابل اصالت ماده قرار دارد. محتواى اين مذهب عبارت است از قول به روحانيت نفس و استقلال آن از بدن. هر فلسفهاى كه معتقد باشد وجود انسان مركب از روح و بدن است، فلسفه اصالت روان است.
٢- در روانشناسى، اصالت روان نظر كسانى است كه معتقداند تصورات و پديدارهاى عقلى و افعال ارادى را