فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٣٨٠ - ر
شلينگ، هگل و شوپنهاور است.
وجه تمايز آراء اين فيلسوفان [از فلسفههاى ديگر] در موارد زير است.
١- مقاومت در مقابل تمايلات فلسفى قرن هفدهم.
٢- محدود شدن قواعد زيبائىشناسى و منطق، و كوچك شدن آنها.
٣- بزرگداشت مقام و مرتبه ميل، شهود، آزادى و خودسرانگى (تلقائيت).
٤- علاقه مندى به انديشه درباره زندگى و فكر بىنهايت.
رويّت
فارسى/ ژرفانديشى
فرانسه/Deliberation
انگليسى/Deliberation
لاتين/Deliberatio
رويت يكى از مراحل فعل ارادى است و مبتنى است بر تأمل و تفكر در انجام كار پيش از اقدام كردن درباره آن. به اين جهت گفتهاند رويت عبارت است از نظر روشن و صريح در انجام كار، براى ايجاد موازنه بين انگيزه و نتيجه فعل؛ وقتى با تثبيت و تعيين، چنين موازنهاى به دست آمد، شرايط انجام كار، فراهم شده است. اما اگر اين موازنه به دست نيايد، نتيجه اين است كه انسان در حيرت و دو دلى فرو مىرود. رويت در مقابل انزوا و كنارهگيرى و مترادف نظر و تفكر است.
رياء
فارسى/ ظاهرسازى
فرانسه/Hypocrisie
انگليسى/Hypocrisy
ريا عبارت است از تظاهر كسى به داشتن صفاتى كه در واقع آن را ندارد. ريا كار داراى ظاهر آراسته و خوش آب و رنگى است كه در باطن خود غير از آن است. گفتهاند ريا عبارت است از ترك اخلاص در عمل و نظر داشتن به غير خدا در كار، (تعريفات جرجانى). ريا عملى است كه نيت خالص در آن نيست. لارشفوكو گويد: «ريا دليل احترام رذيلت به فضيلت است.» و گفتهاند: اگر فضيلت نبود ريا وجود نداشت زيرا كسى كه در نهان با من دشمن است نمىتواند با تظاهر به دوستى مرا بفريبد مگر اينكه من معتقد باشم كه صداقت چيزى است كه وجود دارد.
ريبيت
فارسى/ شكاكيت
فرانسه/Scepticisme
انگليسى/Scepticism
يونانى/Skeptikos
اصل يونانى اين لفظ به معنى كسى است كه اشياء را مشاهده مىكند و مىآزمايد. ريب در لغت به معنى ظن و شك است. ريب كردن و ارتباب به معنى در شك انداختن است.
شكاكيت روش كسى است كه در علم و عمل خود، هميشه بين نفى و اثبات در شك و ترديد است. شكاكيت به دو قسم مطلق و نسبى تقسيم مىشود. اگر مانند مذهب پورن شك مطلق باشد، ايجاب مىكند كه انسان در همه چيز شك كند و چون نمىتواند به يقين برسد بايد همه جا از صدور حكم خوددارى كند. اما اگر شك نسبى باشد، ايجاد مىكند كه انسان در بعضى امور شك كند مثل شك فلسفى يا شك اخلاقى، يا شك دينى. بعضى از مردم به [حقانيت] دين و اخلاق شك مىكنند اما به علم ايمان دارند يا به ارزشهاى روحى شك مىكنند و به ارزشهاى مادى ايمان دارند، و يا بر عكس.
شكاكيت، نيز به روش كسى اطلاق مىگردد كه در حكم بر بعضى حقايق جزئى، به ديده شك و ترديد بنگرد و نظرش در مورد اشياء آميخته به تهمت و ظن و شك باشد.
شكاك منسوب به شك است. مثلا مىگويند اين مرد شكاك است، يعنى با ديده ترديد به امور مىنگرد. و يا مىگويند اين نتيجه مشكوك است، يعنى قابل اعتماد نيست.
فيلسوفان ارتيابى يعنى فيلسوفان شكاك. قدما در اين مورد لفظ اجنبى را استعمال مىكردند اما امروز لفظ شكاك را به