فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٢٦٣ - ب- معنى خاص
خود بيشتر پى ببرد و سرانجام به نادانى خود اعتراف كند.
در نظر متأخران، تهكم يكى از روشهاى بلاغت است.
به اين طريق كه چيزى را اراده كنند و خلاف آن را اظهار نمايند و يا اينكه خواست خود را با عبارتى كه ضد آن است، بيان كنند. مثلا مدح را در قالب ذم، يا جدى را در قالب شوخى، يا حق را در قالب باطل بيان كنند. مقصود از اين روش اين است كه مطالب با روشى آميخته به شوخى و خوشمزگى بيان شود و سريعتر از حد معمول به طرف مقابل منتقل گردد. زيرا مردم مطالب جدى را به زبان شوخى بهتر جذب مىكنند. در كتاب بخلاء جاحظ نمونههاى متعددى از اين شوخىها آمده است.
فرق كسى كه تهكم مىكند با كسى كه تظاهر مىكند، اين است كه مقصود تهكمكننده القاء حقيقت است، اما مقصود تظاهركننده پوشاندن حقيقت و پنهان كردن آن در جهت منافع خود اوست. (رجوع كنيد به ريا).
توازن
فارسى/ هم وزنى
فرانسه/Equilibre
انگليسى/Equilibrium
لاتين/Aequilibrium
توازن به معنى تساوى در وزن است. در علم مكانيك گفتهاند كه اجسام همه هموزناند بطورى كه نتيجه قواى مؤثر در اجسام برابر صفر است. معنى اين سخن اين است كه مىتوان مجموعه قواى مؤثّر را حذف كرد بدون اينكه در وضع مجموعه اجسام يا حركت آنها تغييرى رخ دهد. در هر لحظهاى از زمان، حركت نقطه مادى، بين قواى مؤثر در آن از يك طرف و قوائى كه مانع حركت مىشود از طرف ديگر، موازنه برقرار مىكند. اين مطلب دال بر اين است كه توازن غير از سكون است. توازن جسم مىتواند ثابت باشد و مىتواند ثابت نباشد. پس اگر جسم به نحو موزون و با توازن يكنواخت از جاى خود منحرف و جدا شود، به آنجا باز خواهد گشت. اما اگر بدون رعايت توازن از محل خود جدا شود به آنجا بازنخواهد گشت و توازن برهم خواهد خورد.
در علم فيزيك گفتهاند: مجموعهاى كه تابع تأثير بعضى از قوى خارجى است، نمىتواند متوازن باشد، مگر اينكه در عين اثرپذيرى از قواى خارجى، شأن آن اين باشد كه تا بىنهايت به همان حال باقى بماند.
اين قانون در علم شيمى هم صادق است. در اينجا گفتهاند توازن عبارت است از صفت جسم يا مجموعهاى از اجسام كه تابع شرايط محيط حاكم بر آنها باشند. (درجه حرارت، فشار و غيره) به نحوى كه تا وقتى جريان تغيير و تحول ادامه دارد، هر حالت تعيينكنندهاى از اين شرايط كه به عوامل توازن معروف است، در مقابل حالت معينى از احوال جسم يا مجموعه اجسام قرار مىگيرد.
در روانشناسى، توازن اميال به حالتى اطلاق مىشود كه در آن، اميال متعادل مىشوند. بطورى كه هيچ يك از اميال به درجهاى از شدت و قوت نمىرسد كه بتواند به تنهائى فعاليت عقلانى را تحت تأثير قرار دهد.
اراده متوازن يا موزون، ارادهايست كه در انجام عمل يا ممانعت و خوددارى از آن، گرفتار افراط و تفريط نشود.
افراد متوازن از لحاظ عقلى، كسانى هستند كه به منطق فطرى و طبيعى و غريزى مقيد باشند، برخلاف كسانى كه در اين مورد بر خود فشار مىآوردند و كسانى كه نمىتوانند با سنجش عقلى حقيقتى را كشف كنند مگر به ندرت.
توازن عقلى به معنى حالتى است كه در آن قواى عقلى داراى انسجام و هماهنگى كامل است و بعضى از آن بر بعضى ديگر غلبه ندارد.
حس توازن حسى است كه انسان و حيوان را هنگام راه رفتن و ايستادن از وضع بدن آگاه مىكند و از افتادن مانع مىشود اگر اين حس اختلال يابد، حركات حيوان مختل مىشود و دچار ناهماهنگى مىگردد. روانشناسان گفتهاند آلت اين حس، مجراى نيم دايرهاى موجود در گوش داخلى است و گرفتاران به بعضى امراض عصبى، به موجب اختلالى كه در اين حس به وجود آمده، توازن بدن خود را از دست مىدهند.
آزادى توازن: وقتى عوامل مؤثر در اراده انسان به دو قسم متعارض و متساوى تقسيم شوند، توازن كامل بين آنها برقرار مىشود. اما انسان على رقم توازن اين دو بخش، مىتواند يكى از آنها را برگزيند، و اگر انسان متصف به آزادى نبود نمىتوانست چيزى را انتخاب كند بلكه بين دو حالت سلب و ايجاب مردّد مىماند و هرگز كارى انجام نمىداد. (رجوع كنيد به اراده، حريت، بوريدان).