فرهنگ فلسفى - جميل صليبا- منوچهر صانعى دره بيدى - الصفحة ٢٤١ - ب- معنى خاص
اين نظريه معتقدند اگر دانش در اختيار تمام طبقات جامعه باشد، براى اوضاع سياسى موجود در كشور مضر است. اين مذهب در مقابل جنبش روشنگرى قرار دارد. اصطلاح تاريكانديشى ابتدا در قرن هيجدهم در آلمان پيدا شد و در اوايل قرن نوزدهم در اثر منازعات قومى و تعليمات ملىگرائى وارد كشور فرانسه شد. استعمال اين اصطلاح خالى از پستى و فرومايگى نيست.
تعميم
فارسى/ همگانى كردن
فرانسه/Generalisation
انگليسى/Generalization
باران در شهرها همگانى شد يعنى همه جا را فراگرفت، بنا بر اين همگانى است. و نيز مىگويند بخشش همگانى شد. فيلسوفان اين فعل ثلاثى (عمم) را به باب تفعيل بردهاند تا از آن معنى تكثير بگيرند. به اين ترتيب تعميم را در مقام تخصيص به كار بردهاند. ابن سينا گويد:
«اگر الف و لام موجب تعميم و شركت باشد و تنوين موجب اختصاص، پس در زبان عربى كلمهاى مبهم نيست.» (اشارات) و نيز گفته است: «بدان كه مهمل موجب تعميم نيست زيرا آنچه در لفظ مهمل گفته شود، هم مىتواند تعميم باشد و هم مىتواند تخصيص باشد.» (اشارات) تعميم در نظر فيلسوفان عبارت است از گردآورى صفات مشترك بين اشياء پراكنده تا بتوان آنها را زير يك مفهوم عام گرد آورد. چنين تصور عامى داراى مفهوم و مصداق است.
مصداق آن عبارت است از تمام افراد و اشخاصى كه مشمول اين عبارت است از تمام افراد و اشخاصى كه مشمول اين مفهوم قرار مىگيرند و مفهوم آن عبارت است از مجموع صفات مشترك بين افراد.
معنى ديگر تعميم اين است كه صفاتى را كه در تعداد محدودى از افراد يك صنف مشاهده كردهايم، شامل تمام افراد صنف بدانيم. و نيز تعميم به اين معنى است كه آنچه در يك صنف مشاهده شده است، به موجب شباهت بين اصناف، به صنف ديگر نيز نسبت داده شود. هر انتقال صفاتى كه يا از عام به خاص و يا از خاص به عام باشد، تعميم ناميده مىشود. مانند قوانين علم جبر كه تعميم قوانين علم حساب است و قانون جاذبه عمومى كه تعميم قانون سقوط اجسام است.
تعويض
فارسى/ جبران
فرانسه/Compensation
انگليسى/Compensation
لاتين/Compensatio
تعويض به معنى قرار دادن چيزى در جاى چيز ديگر است. اساس اين كار توازن و مساوات است. به اين ترتيب كه يا بايد آنچه زائد است حذف شود و يا بايد آنچه ناقص است افزوده گردد تا مساوات بين دو چيز تحقق يابد. روانكاوان معتقدند كسى كه عقده نقص در جانش راه يافته باشد، سعى خواهد كرد كه يا از طريق كوشش در راه مساوىنكردن خود با ديگران و يا از راه برترى يافتن بر ديگران، نقص خود را جبران كند. اين عقيدهايست كه آدلر در روانشناسى فردى، بدان باور دارد. وى اصطلاح جبران برتر (Surcompensation( را به تمايلات كسى اطلاق مىكند كه تحت تأثير عقدههاى حقارت و خود كوچك بينى، مايل است نسبت به دستورات افرادى كه در نعمتها و ساير امور از او برترند، سرپيچى كند.
قانون جبران (Loi de Compensation(
مترادف قانون اعداد بزرگ است، كه هميشه به اظهار تأثير انگيزههاى جامع و دائمى مىانجامد در حالى كه كاهش در شأن انگيزههاى غير جامع و عارضى است. (كورنو) اصل جبران (Principe de Compensation( به معنى همكارى تمام عوامل جزئى در عالم وجود است، بطورى كه قانون عجيبى به نام قانون برابر گذارى عام بر عالم حاكم است. اين قانون در انسجام و بسامانى جهان و نظم و قانون آن آشكار است. (لاول) اين سخن شبيه سخن بعضى از هندوان است كه گفتهاند: در جهان هستى ميلى طبيعى به ايجاد توازن بين اشياء، وجود دارد. (رجوع كنيد به مجموعه مصطلحات علمى و فنى كه در جلد هشتم مجمع اللغة العربيه آمده است).