إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٦١ - تنبيه هشتم در مواردى كه از اصل مثبت نمىباشد
المنع، و ترتب عدم الاستحقاق مع كونه عقليّا على استصحابه، إنّما هو لكونه لازم مطلق عدم المنع و لو في الظاهر، فتأمّل(١).
(١)- از اينكه گفتيم در باب استصحاب روى كلمه «حكم» تكيه نمىكنيم، نتيجهاى مىگيريم كه:
در بحث برائت مشاهده كرديم كه بعضى به حديث رفع و قاعده قبح عقاب بلا بيان تمسّك كردهاند و بعضى در باب اصالة البراءة از راه استصحاب البراءة پيش آمده و گفتهاند:
مثلا قبل از اينكه اسلام بيايد، شرب تتن ممنوعيّتى نداشته و اكنون كه شك نمودهايم ممنوعيّت دارد يا نه، استصحاب عدم ممنوعيّت و استصحاب برائت از حرمت، جارى مىكنيم. مرحوم شيخ در كتاب رسائل، استدلال مذكور را مورد مناقشه قرار داده و فرمودهاند استصحاب عدم را براى چه منظورى جارى مىكنيد آيا مىخواهيد نتيجه بگيريد كه در ارتكاب شرب تتن، استحقاق عقوبت وجود ندارد؟
اگر منظورتان اين باشد، نمىتوانيد استصحاب، جارى كنيد زيرا استحقاق و عدم استحقاق عقاب، مسألهاى نيست كه ارتباطى به شارع بما هو شارع داشته باشد بلكه عقل حكم مىكند در صورت عصيان، استحقاق عقاب و در صورت اطاعت، استحقاق ثواب، ثابت است لذا اگر شما استصحاب عدم ممنوعيّت را بهمنظور عدم استحقاق عقوبت جارى مىكنيد، بدانيد كه عدم استحقاق عقاب، حكم عقلى است و با جريان استصحاب مذكور نمىتوان چنين نتيجهاى گرفت.
آيا مناقشه مرحوم شيخ، وارد است يا نه؟
در پاسخ به شيخ اعظم «ره» مىگوئيم استصحاب عدم منع، نيازى به اثر ندارد، استصحاب عدم منع مانند نفس «منع» است در استصحاب حكم شرعى لازم نيست به دنبال يك اثر ديگرى برويم نفس استصحاب عدم ممنوعيّت، مانند استصحاب