إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٣٧ - نقد و بررسى دلالت صحيحه اول زراره
امام «ع» سؤال مىكند آيا نام اين عمل- خفقة و خفقتان- هم «نوم» است.
امام «ع» در جواب مىفرمايند:
«يا زرارة قد ينام العين و لا ينام القلب و الاذن و اذا نامت العين و الاذن فقد وجب الوضوء».
كأنّ امام «ع» در پاسخ به زراره مىفرمايند: خواب، نسبت به اعضاى بدن، داراى مراتبى است. گاهى چشم انسان در اثر خستگى به خواب فرومىرود و انسان چشم خود را روىهم مىگذارد، لكن درعينحال، گوش او مىشنود و قلبش متوجّه است يعنى براى گوش و قلب، «نوم» محقّق نمىشود امّا بدان آن خوابى وضوء را باطل مىكند كه هم چشم انسان به خواب فرورود و هم گوش او ديگر نشنود امّا اگر چشم به تنهائى به خواب رود ولى شنوائى گوش محفوظ باشد، آن خواب، ناقض وضوء نيست- معمولا اوّلين عضوى كه به خواب فرومىرود چشم انسان است-
سؤال: چرا امام «ع» ابتداء، نوم القلب را مطرح نمودند و فرمودند «قد ينام العين و لا ينام القلب» امّا در بيان ضابطه كلّى از «نوم القلب» نام نبردند بلكه فرمودند «و اذا نامت العين و الاذن [١]».
جواب: الف- ممكن است علّتش اين باشد كه «نوم القلب» و «نوم الاذن» با يكديگر ملازمند و باهم تحقّق پيدا مىكنند و لذا نيازى نبوده كه امام «ع» نوم القلب را مطرح نمايند.
ب- ممكن است علّتش اين باشد كه انسان بزودى و فورا «نوم القلب» را متوجّه
[١]در كتاب وسائل الشيعة چنين آمده است «اذا نامت العين و الاذن و القلب ...».