إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٥٢ - راه حل مصنف نسبت به اشكال مذكور
و أمّا الأحكام، فلا إشكال في وجوب الإعادة في صورة المخالفة، بل في صورة الموافقة أيضا في العبادة، فيما لا يتأتّى منه قصد القربة و ذلك لعدم الإتيان بالمأمور به(١).
مىكند- بلكه مىگوئيم وجوب تعلّم براى تهيّؤ و وجوب ساير تكاليف است و اين نوع وجوب، همان وجوب نفسى تهيّئى است. [به عبارت اخرى ممكن است كه چيزى واجب باشد نفسا و فايده او حصول چيز ديگرى باشد مثل غالب واجبات نفسيّه مثل صلاة كه واجب نفسى است فايده او نهى از فحشاء و منكرات است «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ» و علم هم واجب نفسى باشد و فايده او مهيّا شدن عبد باشد براى تكاليف الهيّه ... [١]].
قوله «فافهم» اشاره به اين مطلب است كه منافاتى ندارد كه چيزى وجوب نفسى داشته باشد لكن درعينحال، رعايت چيز ديگرى در آن شده باشد.
(١)بحث ما در اين جهت بود كه اگر كسى- جاهل مقصّر- بدون فحص به اصالة البراءة تمسّك نمود چه آثار و احكامى برآن مترتّب مىشود تاكنون درباره استحقاق عقوبت آن فرد، بحث مىكرديم امّا حال ببينيم از نظر احكام وضعيّه و صحّت و بطلان عمل، حكم مسئله چيست؟
اگر كسى بدون فحص به اصالة البراءة تمسّك نمود و عملى را انجام داد و در نتيجه با واقع [٢]، مخالفت نمود در اين صورت بايد آن عمل را اعاده نمايد.
مثال: فرض كنيد جزئيّت سوره در نماز براى فردى مشكوك بود ولى او بدون
[١]شرح كفاية الاصول مرحوم خوئينى ٢/ ١٩٢.
[٢]مقصود از مخالفت واقع، اين است كه با آنچه كه وظيفهاش بود، مخالفت نمود مثلا مقلّد، عملش مخالف با فتواى مرجع تقليدش بود و يا مجتهد، عملش مخالف با دليلى بود كه بعدا نسبت به آن مطلع شد درحالىكه قبلا هم مىتوانست فحص و آن را مشخّص كند لكن عمدا فحص را ترك كرد.