إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٩٥ - آيا توجه خطاب به ناسى ممكن است
به وسيله دليل اجتهادى، مخصوص به حال توجّه و التفات بشود و عملى بر او واجب شود كه فاقد «سوره» باشد و لازمه كلام شيخ اعظم اين است كه هر چيزى كه از نظر حكم اوّلى جزئيّت داشته باشد، در حالت عمد، غفلت و نسيان هم جزئيّت دارد و مولا نمىتواند بين حالت غفلت و توجّه تفكيك كند.
«لانّ ما كان جزء في حال العمد كان جزء في حال الغفلة [١]».
مصنّف مىفرمايند كلام شيخ صحيح نيست و اين صرفا يك توهّم است و توجّه تكليف نسبت به ناسى از طريقى كه مرحوم شيخ فرمودند ما هم قبول داريم كه محال است امّا از دو راه ديگر مىتوانيم بين ناسى و ذاكر تفكيك قائل شويم.
بيان ذلك: ١- از اوّل، مولا مىتواند يك خطاب «عامّى» متوجّه ناسى و ذاكر كند و مثلا بگويد ايّها النّاس، نماز شما داراى نه جزء است- و اصلا جزئيّت سوره را مطرح نكند- سپس خطاب خاصّى متوجّه ذاكرين نمايد و بگويد «سوره» براى ذاكرين و كسانى كه توجّه به جزئيّت آن دارند، لازم است، در اين صورت اصلا محالى هم لازم نمىآيد و ذاكرين، يك تكليف زائدى بنام «سوره» دارند و خطابى با عنوان نسيان، متوجّه افراد ناسى نشده است تا بگوئيد لازمه آن، رفع حالت نسيان است و ...
٢و همچنين مولا مىتواند از ابتداء خطابى عام يا خاص متوجّه افراد ناسى- نه بهعنوان ناسى بلكه به وسيله عنوانى كه ملازم با ناسى است- نمايد و عملى را مثلا خاليا عن الشّرط، واجب نمايد ولى ذاكرين را مكلّف به تمام مأمور به نمايد.
مثال: مولا مىتواند به ذاكرين بگويد نماز شما داراى ده جزء است امّا به افراد
[١]ر. ك فرائد الاصول ٢٨٦.