إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٩٢ - «تنبيه دوّم» حكم ناسى جزء يا شرط و
مىشود:
اگر جزئيّت چيزى را براى مأمور به احراز نموديم لكن براى ما شك حاصل شد كه آيا اين جزئيّت به نحو اطلاق هست به اين معنا كه هم در حال نسيان و هم در حال توجّه آن چيز، جزئيّت دارد يا اينكه نه، جزئيّت، اختصاص به حال توجّه و التفات دارد حكم فرض مذكور چيست؟ و همچنين اگر شرطيّت چيزى را احراز كرديم ولى شك پيدا كرديم كه شرطيّتش مطلق است يا اينكه مختصّ به حال توجه است.
مثال: فرض كنيد مىدانيم كه «سوره» براى نماز جزئيّت دارد لكن نمىدانيم جزئيت آن، مطلق، يا مقيّد به حال التفات است كه اگر سوره جزئيّت مطلق داشته باشد نتيجهاش اين است كه اگر در حال نسيان هم ترك شود نماز، باطل است امّا اگر جزئيّت آن مقيّد به حال توجّه باشد در صورتى كه مكلّف نسيانا آن را ترك نمايد نمازش باطل نيست.
مصنّف مىفرمايند اگر ما شك در اصل جزئيّت [١] و شرطيّت مىكرديم برائت عقلى جارى نمىشد امّا مىتوانستيم برائت نقلى جارى كنيم در محلّ بحث هم كه شك در جزئيّت و شرطيّت مطلقه داريم برائت عقلى نمىتواند جريان پيدا كند امّا برائت شرعى مىتواند جارى شود.
بنابراين اگر شك در «جزئيّت مطلق» سوره نموديم هم مىتوانيم با حديث رفع جزئيت در حال نسيان را برداريم و بگوئيم سوره در حال نسيان براى نماز جزئيّت ندارد، و هم مىتوانيم به قاعده لا تعاد [٢] تمسّك كنيم و بگوئيم لازم نيست نمازى را
[١]فرضا اگر شك مىكرديم كه آيا اصلا سوره براى نماز، جزئيّت دارد يا نه؟.
[٢]و باسناده عن زراره عن ابى جعفر عليه السّلام انّه قال: لا تعاد الصّلاة الا من خمسة الطّهور و الوقت و القبلة و الرّكوع و السّجود، وسائل الشّيعه/ ج ١/ باب ٣ از ابواب وضؤ، ح ٨/ ص ٢٦٠.