إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٤ - تنبيه چهارم احكام ملاقى با بعضى از اطراف علم اجمالى
و ثالثة يجب الاجتناب عنهما، فيما لو حصل العلم الإجمالي بعد العلم بالملاقاة؛ ضرورة أنّه حينئذ نعلم إجمالا: إمّا بنجاسة الملاقي و الملاقى أو بنجاسة الآخر كما لا يخفى، فيتنجّز التّكليف بالاجتناب عن النّجس في البين، و هو الواحد أو الاثنان(١).
كه علم اجمالى اوّل، كه دو طرفش مشخّص بود، اثر و تنجّز بخشيد و نسبت به دو طرف- سمت چپ فرش و دست مرطوب- وجوب اجتناب را ثابت كرد لذا وجهى ندارد بگوئيم از سمت راست فرش- ملاقى- هم بايد اجتناب نمود. و اگر بگوئيد بين دو سمت فرش، يك علم اجمالى جديد، پيدا شده است به شما پاسخ مىدهيم كه اين علم اجمالى، اثرى ندارد چون تكليف به واسطه علم اجمالى قبلى دربارهاش منجّز شده بود و مفهومى ندارد كه به واسطه دو علم اجمالى، تكليف، منجّز شود.
خلاصه:- سمت راست فرش- ملاقى- كه دست مرطوب- ملاقى- با آن ملاقات نموده يك جسم مشكوك الطّهارة است و هيچچيزى نمىتواند دربارهاش وجوب اجتناب را ثابت كند ولى مىتوان قاعده طهارت در موردش جارى نمود بنابراين در فرض دوّم اجتناب از ملاقى و سمت چپ فرش واجب است امّا لزومى ندارد كه از ملاقى- سمت راست فرش- اجتناب نمائيم.
با توجّه به صورت اوّل فرض دوّم، تصوير و حكم صورت دوّم اين فرض هم مشخّص است.
(١)- فرض سوّم: در اين فرض بايد از ملاقي، ملاقى و آن طرف ديگر علم اجمالى، اجتناب نمود البتّه در فرض سوّم، هم ملاقي و هم ملاقى، طرف علم اجمالى هست.
مثال: دست مرطوب ما با گوشه فرشى ملاقات نمود- بدون اينكه علم اجمالى به نجاست مطرح باشد- بعد از ملاقات، يك علم اجمالى حاصل شد كه: