إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٦٤ - تنبيه نهم ترتب بعضى از آثار غير شرعى در استصحاب
در تنبيه قبل بيان كرديم كه:
با اجراى استصحاب نمىتوان آثار غير شرعى- عقلى و عادى- را ثابت نمود مثلا فردى در سنّ پنجسالگى از نظر غائب شده و تا الآن مدّت بيست سال غيبت او ادامه داشته، اكنون چون يقين به حيات او- نسبت به زمان سابق- داريم، بقاء حيات او را استصحاب مىكنيم، در مثال مذكور با اجراى استصحاب مىگوئيم تقسيم و تصرّف در اموال او حرام است- يعنى اثر شرعى حيات زيد را ثابت مىكنيم- امّا نمىتوان گفت او داراى «لحيه» هم هست.
و همچنين در استصحاب نمىتوان آن اثر شرعى را ثابت نمود كه بر لازم عقلى يا عادى مستصحب مترتّب است.
مثلا با استصحاب حيات زيد نمىتوان گفت كه: چون پدر او نذر كرده- كه اگر فرزندم داراى لحيه شود صد درهم صدقه مىدهم- پس بايد به نذرش عمل نمايد و صدقه بدهد. در مثال مذكور، اثر شرعى- وجوب تصدّق- مع الواسطه- نبات لحيه- اثر موضوع و مستصحب- حيات زيد- است.
مصنّف در تنبيه نهم فرمودهاند: عدم ترتّب آثار غير شرعى [١] و همچنين عدم ترتب آثار شرعيهاى كه با واسطه غير شرعى براى مستصحب، ثابت است- عدم ترتب مذكور- در آن آثارى است كه براى مستصحب است «واقعا» يعنى آن آثارى كه اثر مستصحب واقعى است مثلا با استصحاب بقاء حيات زيد نمىتوان گفت كه او داراى لحيه هم شده است زيرا نبات لحيه، اثر حيات واقعى زيد است نه اثر حيات تعبّدى زيد بهعبارت ديگر، نبات لحيه، اثر مطلق حيات- اعم از واقعى و تعبّدى-
[١]لوازم عقلى و عادى.