إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٥١ - مثبتات امارات و طرق حجت است
بهعنوان مثال هنگامى كه بيّنه- كه يكى از امارات هست- إخبار به حيات زيد مىنمايد، ديگر معنايش اين نيست كه در اين صورت، يك حكم ظاهرى هم وجود دارد بلكه معنايش اين است كه اخبار و حكايت از واقعيّت حيات زيد مىكند و چيزى كه از واقع، حكايت مىكند، حكايت از لازم، ملزوم و ملازم آنهم مىكند و اصلا در نفس حكايت، اخبار و شهادت، تمام اينها متحقّق است و كأنّ كسى كه نسبت به يك ملزومى اخبار مىنمايد، او اخبار به لازمش هم مىنمايد زيرا او در صدد حكايت از واقع است و واقع از لازم، ملزوم و ملازم جدا نيست مثال ديگر:
وقتى علم اجمالى به تنجّس يكى از دو ظرف «الف» و «ب» پيدا كرديم ولى بعدا بيّنهاى قائم شد كه ظرف «الف» متنجّس است در اين صورت مىگوئيم پس ظرف «ب» پاك است امّا بخلاف استصحاب و ساير اصول عمليّه.
استصحاب، يك اصل تعبّدى است كه شارع مقدّس فرموده در حال شك نبايد از آثار متيقّن رفع يد نمود و بايد حكم به بقاء نمود و آثار متيقّن را بر مشكوك مترتّب نمود و ادلّه مذكور بيش از اين دلالت ندارد بنابراين:
مثبتات امارات و طرق، حجّت است امّا مثبتات استصحاب و ساير اصول عمليّه، حجّت نيست البتّه مصنّف قبلا دو استثناء براى اصل مثبت بيان نمودند [١] كه توضيح داديم.
خلاصه: در امارات و طرق بهلحاظ اينكه اخبارها و شهادتها به اخبارها و شهادتهاى متعدّد، انحلال پيدا مىكند، لذا تمام آثار شرعى مترتّب بر خودش، لازمش، ملزومش و ملازمش ترتّب پيدا مىكند. بهخلاف اصول علميّه-
[١]الف: در مواردى كه واسطه، خفى باشد ب: در مواردى كه واسطه، جلى باشد.- در تنبيه هفتم-