إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٤٥ - منشأ اشكال در حجيت يا عدم حجيت استصحاب مثبت چيست؟
لازم عادى آنهم يقين به ثبوت و شك در بقاء داريم و آيا زيد در سن پانزدهسالگى داراى لحيه بود؟
بلكه مسئله چنين است: اگر حيات زيد باقى باشد عادة براى او نبات لحيه تحقّق دارد يعنى نبات لحيه، حالت سابقه وجوديّه نداشته و در فرض مسئله، اثر شرعى و وجوب تصدّق بر همين نبات لحيه، مترتّب است.
آيا مىتوان گفت ما ملزوم را كنار مىگذاريم و استصحاب را نسبت به لازم جارى مىكنيم؟
نسبت به لازم كه يقين و شك نداريم تا بتوانيم استصحاب جارى كنيم.
عمده بحث ما همينجا است كه آيا مىتوانيم استصحاب حيات زيد را جارى كنيم و اثر شرعى- وجوب تصدّق- مترتّب بر لازم عادى حيات زيد بنام نبات لحيه را ثابت كنيم يا نه
ممكن است كسى بگويد همانطور كه اخبار باب ما را متعبّد به بقاء حيات زيد مىكند [١]، همانطور ما را متعبّد به نبات لحيه- لازم عادى- مىكند و در نتيجه با تحقّق نبات لحيه، اثر شرعى مترتّب برآن بار مىشود و بايد صدقه داد.
سؤال: آيا واقعا اخبار باب، ما را متعبّد به لازم عقلى و عادى مستصحب مىكند؟
«لا تنقض» ما را به بقاء حيات زيد، متعبّد مىكند زيرا يقين سابق و شك لاحق، نسبت به آن داريم و اركان استصحاب، تام است امّا از شما سؤال مىكنيم كه كدام قسمت از اخبار باب، ما را به لازم عقلى يا عادى مانند نبات لحيه، متعبّد مىكند؟
[١]به اعتبار اثر شرعى آن مانند حرمت تقسيم اموال او و ...