إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤١٣ - اشكالات جريان استصحاب تعليقى
تعليقى بر اثر معارضه، بدون نتيجه و فائده است- هر دو استصحاب بر اثر تعارض، تساقط مىكنند-
بيان ذلك: هنگامى كه عنب به زبيب، مبدّل مىشود و غليانى تحقّق پيدا نكرده، آن زبيب- قبل از غليان- چه حكمى دارد؟
مسلّما حكم آن زبيب، حلّيّت است.
آيا حلّيّتى كه براى زبيب قبل از غليان، ثابت است، حلّيّت مشروط است يا حلّيّت مطلق و فعلى؟
بلااشكال آن حلّيّت، فعلى است و مىتوان آن را مصرف نمود و مثلا آن را خورد و ... و همچنين عصير زبيبى هم قبل از غليان داراى حلّيّت است خلاصه اينكه يك حلّيّت مطلقه فعليّه براى زبيب قبل از غليان، تحقّق دارد حال كه غليان برآن زبيب، عارض شد و ما شك نموديم كه آيا آن حلّيّت فعليّه مطلقه از بين رفته يا نه، مىتوان نسبت به زبيب، حلّيّت فعليّه مطلقه را ابقاء و استصحاب نمود و گفت:
زبيب قبل از غليان داراى حلّيّت فعليّه مطلقه بود و الآن كه حالت غليان برآن، عارض شده، ما شك نمودهايم كه آيا آن حلّيّت فعليّه مطلقه بهواسطه غليان از بين رفته يا نه، آن حلّيّت را ابقاء و استصحاب مىنمائيم و از طرفى هم شما استصحاب تعليقى را جارى مىكنيد و مىگوئيد:
همين شىء در زمانى كه عنب بود اگر غليان پيدا مىكرد، حرام بود و الآن كه به زبيب، مبدّل گشته و حالت غليان برآن عارض شده و شك نمودهايم كه آيا اگر غليان پيدا كند حرام است يا نه مىتوانيم حكم تعليقى را استصحاب نمائيم و بگوئيم بعد از غليان هم حرام است.
خلاصه اينكه: لازمه استصحاب تعليقى حرمت است- بعد از غليان- و لازمه