إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٩٤ - استصحاب فعل مقيد به زمان
مثال: مولا اكرام زيد را تصوّر مىكند و مىخواهد آن را مأمور به قرار دهد او توجّه مىكند و مىبيند كه در اين مأمور به نفس «اكرام» تمام المأمور به نيست بلكه اكرام زيد در روز جمعه هم در مأمور به دخالت و مقوّميّت دارد لذا در مقام بيان حكم هم چنين مىگويد: (اكرام زيد «يوم الجمعة» واجب) و كلمه «واجب» را بعد از تماميّت مأمور به و بعد از «زمان» بيان مىكند. در اين صورت، همانطور كه «اكرام» در مأمور به مدخليّت دارد قيد «يوم الجمعة» هم در مأمور به دخالت دارد.
در مثال مذكور اگر بعد از انقضاء زمان اوّل- بعد از گذشتن روز جمعه و فرا رسيدن روز شنبه- شك كنيم كه آيا اكرام زيد وجوب دارد يا نه، نمىتوانيم بقاء وجوب اكرام را استصحاب نمائيم زيرا وجوب اكرام زيد در روز شنبه، بقاء وجوب اكرام «يوم الجمعة» نيست. اكرام مقيّد به يوم الجمعة با اكرام مقيّد به يوم السّبت مغاير است و بين قضيّه متيقّنه و مشكوكه اتّحاد، برقرار نيست تا بتوان استصحاب، جارى نمود.
شما نمىتوانيد بگوئيد «كان اكرام زيد واجبا» زيرا اكرام زيد، واجب نبوده بلكه اكرام مقيّد به يوم الجمعة واجب بوده و الآن كه يوم السّبت است در وجوب اكرام شك داريد و دو قضيّه شما با يكديگر تفاوت دارند و نمىتوانيد استصحاب بقاء وجوب اكرام نمائيد بلكه استصحاب عدم وجوب اكرام زيد، نسبت به روز شنبه جريان دارد زيرا در روز پنجشنبه، قبل از آنكه مولا تكليفى را بيان نمايد، اكرام زيد نسبت به روز شنبه وجوب نداشته، الآن كه يوم السّبت است و در وجوب اكرام زيد شك داريد، استصحاب عدم وجوب جارى مىشود نه استصحاب بقاء وجوب.
خلاصه: در مواردى كه زمان بهعنوان قيد موضوع، اخذ شده نه تنها استصحاب بقاء وجوب، جارى نمىشود بلكه استصحاب عدم، جريان پيدا مىكند.