إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٨٣ - تنبيه چهارم استصحاب امور تدريجيه
دارد و چنانچه فىالجمله- نه بهطور كلّى- عدم و توقّفى متخلّل شود در اين صورت هم باز عرف مىگويد همان حركت ادامه دارد و وحدت عرفى برقرار است.
ب: امّا الحركة التوسّطيّة: «عبارة عن كون الشّىء بين المبدأ و المنتهى، كالنّهار الّذى هو عبارة عن كون الشّمس بين المشرق و المغرب و الليل الذى هو عبارة عن كونها بين المغرب و المشرق» [١].
طبق تعريف اخير، يك شىء مىتواند بين مبدأ و منتهى باشد خواه فاصله بين مبدأ و منتها زمانى يا مكانى يا غير از آن دو باشد كه اين نوع، حركت يك امر مستمر و مستقر- قار- هست و مفهومى ندارد كه اجزائى برايش تصوّر كنيم و بگوئيم هر جزئى از آن «يوجد و ينعدم» فرض كنيد كه شما از منزلتان به مقصد خاصّى حركت كردهايد «كون» اوّل، عبارت است از مبدأ و «كون» آخر، عبارت است از منتها لكن بين مبدأ و منتها اكوان متعدّدى تحقّق دارد و معناى حركت توسطيّه يك امر جامعى است و شامل «كون» ثانى، ثالث و عاشر، مىشود.
بهعبارت ديگر شما در كون دوّم، متوسّط بين مبدأ و منتها هستيد و در كون سوّم، متوسّط بين مبدأ و منتها هستيد در كون دهم هم متوسّط بين مبدأ و منتها هستيد پس اين حالت توسّط، «يوجد و ينعدم» نيست بلكه آن حالت از كون ثانى شروع شده تا به منتها برسيد ادامه دارد و يك امر مستمر و قارّى هست.
خلاصه: در حركت قطعيّه تدريج و تدرّج هست و امّا حركت توسّطيّه يك معناى ثابتى است كه از كون دوّم شروع مىشود و تا كون قبل المنتهى مانند يك كلّى، تحقّق و استمرار دارد. و اگر حركت، حركت توسّطيّة شد، اصلا، اشكالى در
[١]ر. ك حقائق الاصول ٢/ ٤٦٠.