إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٦٥ - استصحاب كلى قسم دوم
العمر- بنابراين اگر آن كلّى و آن حيوان، ضمن فيل موجود شده، در زمان شكّ، مسلّما باقى است و چنانچه در ضمن پشه موجود شده، در زمان شك قطعا از بين رفته است.
مثال شرعى- فرض كنيد حدثى از شخصى صادر شد فرضا مايع و رطوبتى مشتبه از او خارج شد كه بين بول و منى مردّد است [١] سپس وضوء گرفت بعد از وضوء، ترديد پيدا كرد كه اگر آن مايع، منى- حدث اكبر- بوده، اكنون باقى است و بهواسطه وضوء، مرتفع نشده امّا اگر بول- حدث اصغر- بوده مسلّما بهواسطه وضوء، مرتفع شده است بنابراين ما نسبت به كلّى حدث كه مردّد بين اصغر و اكبر است، يقين داشته لكن از جهت ترديد بين حدث اصغر و اكبر، بعد از تحصيل وضوء، شك نمودهايم كه آن حدث، زائل شده، يا باقى است.
سؤال: آيا در فرض مسئله، استصحاب كلّى قسم دوّم را مىتوان جارى نمود يا نه؟
جواب: مانعى از جريان استصحاب كلّى قسم دوّم، وجود ندارد زيرا در اركان استصحاب و قضيّه متيقّنه و مشكوكه، نقصى نيست و در مثال مذكور، كلّى حيوان و كلّى حدث متيقّن بود و بعد، شكّى بر ما عارض شد كه آيا آن كلّى باقى است يا نه، همان يقين به حدوث و شكّ در بقاء كه در تمام موارد، براى استصحاب، ركنيّت دارد، در اين قسم هم موجود است و مانعى براى جريان استصحاب كلّى قسم دوّم وجود ندارد و تمام احكام و لوازم شرعيّه و عقليّه آن كلّى را مىتوان مترتّب نمود و با جريان استصحاب كلّى، آثار كلّى حدث- قدر مشترك- از قبيل عدم جواز دخول در
[١]و لم يعلم الحالة السّابقة.