إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٦٤ - استصحاب كلى قسم دوم
و إن كان الشّكّ فيه من جهة تردّد الخاصّ الّذي في ضمنه، بين ما هو باق أو مرتفع قطعا، فكذا لا إشكال في استصحابه، فيترتّب عليه كافّة ما يترتّب عليه عقلا أو شرعا من أحكامه و لوازمه(١).
خانه، خارج شده است.
در استصحاب كلّى قسم اوّل و در مثال مذكور دو نوع استصحاب مىتوان جارى نمود.
الف- استصحاب فرد- يعنى استصحاب بقاء زيد در خانه.
ب- استصحاب كلّى- يعنى استصحاب بقاء انسان.
خلاصه: در كلّى قسم اوّل، هم در فرد مىتوان استصحاب را جارى نمود و هم در كلّى و در نتيجه با جريان استصحاب، اثر مربوط به هركدام را مىتوان ثابت نمود.
استصحاب كلّى قسم دوّم
(١)- گاهى مىدانيم كه كلّى تحقّق پيدا كرده است لكن منشأ شكّ ما در بقاء كلّى، اين است كه نمىدانيم از ابتداء كه آن كلّى موجود شد، در ضمن كدام فرد بود، اگر در ضمن فرد قصير العمر محقّق شده باشد، مسلّما در زمان شك، آن كلّى از بين رفته است ولى چنانچه كلّى در ضمن فرد طويل العمر تحقّق پيدا كرده، قطعا در زمان شك، باقى است بنابراين، يك طرف قضيّه، مقطوع الزّوال و طرف ديگرش مقطوع البقاء هست لذا چون مردّد هستيم، نمىدانيم كه آيا كلّى باقى است يا نه؟
مثال غير شرعى [١]- مىدانيم حيوانى در خانه، موجود بود امّا نمىدانيم آن حيوان در ضمن فيل- حيوان طويل العمر- محقّق شد يا در ضمن پشه- حيوان قصير
[١]تكوينى.