إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٣ - تنبيه اول اضطرار، مانع فعليت تكليف است
مىكنيم و مكلّف براى حفظ نفس، مضطر به استفاده از يكى از آن دو آب مىشود.
بعضى گفتهاند اضطرار به واحد معيّن، مانع فعليّت تكليف مىشود، زيرا ممكن است آن واحد معيّنى را- آب شيرين [١]- كه مكلّف مضطر به ارتكاب آن شده است حرام واقعى- نجس واقعى- باشد، و نمىشود هم «اجتنب عن النّجس» فعليّت داشته باشد، و هم «رفع ما اضطرّوا اليه» و لذا بعد از ارتكاب واحد معيّن، اجتناب از ساير اطراف، لازم نيست امّا اگر اضطرار نسبت به احدهما لا بعينه [٢] باشد و مكلّف، مضطر گشت كه از يكى از دو ظرف آب شيرين، استفاده كند در اين صورت اشكالى براى فعليّت «اجتنب عن النّجس» در ميان نيست و حديث رفع كه نمىگويد شما از ظرف آب نجس براى حفظ نفس، استفاده كنيد بلكه مىگويد از يكى از اين دو ظرف آب شيرين استفاده نمائيد و لذا اين نوع، اضطرار، مانع فعليّت نمىشود و بعد از ارتكاب بايد از بقيّه اطراف و ظرف ديگر آب اجتناب نمود لكن مصنّف مىفرمايند، هيچ فرقى ميان دو نوع، اضطرار مذكور، وجود ندارد و در هر دو قسم، اضطرار، مانع فعليّت تكليف مىشود زيرا در اضطرار به واحد غير معيّن، اختيار و تعيين احدهما به دست مضطر است، اوست كه به دلخواه از يكى از دو ظرف آب استفاده مىكند چنانچه او ظرف آب سمت راست را شرب نمود، و فرض كنيد به حسب واقع همان ظرف نجس بود، آيا در اين صورت مىتوانيد بين فعليّت «اجتنب عن النّجس» و بين «رفع ما اضطرّوا اليه» [٣] جمع نمائيد؟ بنابراين مىگوئيم اضطرار مطلقا مانع فعليّت تكليف مىشود.
[١]در مثال، الف.
[٢]در مثال، ب.
[٣]كه مجوّز ارتكاب است.