إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٢٣ - قسم اول احكام وضعيه
- خصوصيّت مربوط به سبب- هر دو، امر تكوينى هستند منتها مسبّب- وجوب نماز- يك امر تشريعى است ولى سبب و سببيّت از دائره تشريع، خارج هستند البتّه اگر شارع مقدّس، بيان نكند كه دلوك شمس، سبب وجوب نماز است ما از راه ديگر نمىتوانيم اين سببيّت را كشف نمائيم يعنى سببيّت مذكور از چيزهائى است كه ما از شارع، اخذ مىنمائيم و به همين لحاظ، عنوان «حكم» برآن اطلاق مىشود و الا در واقع، عنوان «حكم» ندارد و سببيّت دلوك با سببيّت نار فرقى بينشان نيست، جز اينكه سببيّت آتش براى حرارت يك امر محسوس و وجدانى است امّا سببيّت دلوك براى وجوب را بايد از شارع اخذ نمود.
سؤال: آيا آن خصوصيّت و سببيّتى كه در دلوك شمس و نظاير آن وجود دارد با انشاء و جعل شارع محقّق مىشود؟
جواب: همانطور كه بيان كرديم آن خصوصيّت، يك امر تكوينى است و با انشاء و جعل شارع، تحقّق پيدا نمىكند مثلا اگر شارع بفرمايد «دلوك الشّمس سبب لوجوب الصّلاة»، او ما را نسبت به يك تكليف، مطّلع نموده است نه اينكه او براى دلوك، سببيّت را جعل نموده [١].
قوله «ضرورة بقاء الدّلوك على ما هو عليه قبل انشاء السّببيّة ...».
اگر شارع، بما هو شارع براى دلوك شمس، سببيّت را انشاء كند، تغييرى در آن ايجاد نمىشود و دلوك به همان حال قبلى خود، باقى است يعنى اگر قبل از انشاء شارع، دلوك شمس، واجد آن خصوصيّت تكوينى و اقتضاء وجوب بوده، باز هم به همان حال، باقى است و اگر فاقد آن خصوصيّت بوده با انشاء شارع تغييرى در آن
[١]بهخلاف اين مثال «البيع سبب للملكيّة» كه شارع براى بيع، سببيّت را جعل نموده است.