إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٠٨ - استدلال به اخبار حليت و طهارت
ثمّ إنّك إذا حقّقت ما تلونا عليك ممّا هو مفاد الأخبار، فلا حاجة في إطالة الكلام في بيان سائر الأقوال، و النّقض و الإبرام فيما ذكر لها من الاستدلال.
و لا باس بصرفه إلى تحقيق حال الوضع، و أنّه حكم مستقلّ بالجعل كالتّكليف، أو منتزع عنه و تابع له في الجعل، أو فيه تفصيل، حتّى يظهر حال ما ذكر هاهنا بين التّكليف و الوضع من التّفصيل(١).
«فاذا علمت فقد قذر و ما لم تعلم فليس عليك» ظاهر موثّقه عمار، اين است كه آن ذيل، متفرّع بر خصوص غايت مىباشد و درصدد بيان و توضيح منطوق و مفهوم غايت- حتّى تعلم انّه قذر- است و چيزى را توضيح مىدهد كه در آن «علم» اخذ شده بود يعنى براى توضيح بيشتر غايت، آن جمله با «فاء» تفريع ذكر شده است، نه اينكه در مقام بيان غايت و مغيّا باشد و از اينكه دو جمله اخير، بيانگر منطوق و مفهوم غايت هستند مىفهميم غايتها [١] قيود موضوع نيستند و كارى با «الماء كلّه طاهر» و امثال آن ندارند بلكه مرتبط با حكم هستند و غايت حكم را بيان مىكنند «كما لا يخفي على المتأمّل».
خلاصه: بهنظر مصنّف، روايات سهگانه با كمال وضوح دلالت بر استصحاب مىكنند.
(١)تاكنون اخبار مستفيضهاى را در حجّيّت استصحاب، نقل و بررسى كرديم كه باتوجّه به آنها براى شما مشخّص شد كه استصحاب مطلقا حجّيّت دارد- در احكام، موضوعات احكام، شكّ در رافع و شكّ در مقتضى و غيره- و نيازى نيست كه ساير اقوال را بيان و نقض و ابرام نمائيم لكن مىخواهيم تحقيقى درباره احكام وضعيّه بكنيم و ببينيم آيا احكام وضعيّه داراى «جعل» مستقلى هستند يا اينكه تابع احكام
[١]حتّى تعلم انّه قذر، حتّى تعلم انّه نجس و حتّى تعرف انّه حرام.