إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٦٦ - صحيحه دوم زراره
به يقين قبلى شكّى بر ما عارض نشده، بلكه در بقاء طهارت روز جمعه، شك داريم و يقين قبلى ما به قوّت خود، باقى است- قضيّه متيقّنه و مشكوكه ما از نظر زمان مغايرت دارند- يكى مربوط به روز جمعه و ديگرى مربوط به روز شنبه است.
مثالى در مورد قاعده يقين: روز جمعه، نسبت به عدالت زيد، يقين داشتم، به او اقتداء نموده و با او نماز جماعت خواندم، لكن روز شنبه براى من، شك، حاصل شد كه آيا يقينى را كه من روز جمعه، نسبت به عدالت زيد داشتم، درست بوده يا اينكه من بىجهت يقين به عدالت زيد پيدا كرده بودم، در نتيجه روز شنبه با عروض شك، ديگر يقينى نسبت به عدالت زيد براى من باقى نمانده است.
با توجّه به دو مثال مذكور مشخّص شد كه در استصحاب در زمان لاحق هم يقين، تحقّق دارد و هم شك، موجود است لكن قضيّه متيقّنه و مشكوكه از نظر زمان متفاوت هستند امّا در قاعده يقين، در زمان شك، يقين قبلى از بين رفته است و قضيّه متيقّنه و مشكوكه، مطرح نيست بلكه يك قضيّه، وجود دارد كه در برههاى از زمان، متيقّن بوده و در برهه ديگر، همان قضيّه، براى شما، مشكوك شده است.
آيا جمله «لانّك كنت على يقين ...» به قاعده يقين نظارت دارد يا به استصحاب؟
بايد ببينيم مقصود از «يقين» و «شك» در جمله مذكور كدام يقين و شك است.
زراره چنين گفته بود «قلت فان ظننته انه قد اصابه ...» من مظنّه پيدا كردم كه نجاستى به لباسم اصابت نموده است [١].
سؤال: قبل از ظنّ به اصابت، حالت زراره چگونه بوده است.
جواب: او يقين به طهارت داشته است، و اصلا اينكه مىگويد من ظنّ به
[١]البتّه زراره با «ان» شرطيّه سؤال را مطرح كرده بود.