إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٥٥ - در دو مورد، دليل بر صحت و اجزاء عمل ناقص و فاقد بعضى از شرائط داريم
امّا روايت صحيحه: ... عن زرارة و محمّد بن مسلم قالا: قلنا لابى جعفر «عليه السّلام» رجل صلّى في السّفر اربعا أ يعيد ام لا؟ قال ان كان قرئت عليه آية التّقصير و فسّرت له فصلّى اربعا اعاد و ان لم يكن قرئت عليه و لم يعلمها فلا اعادة عليه [١].
٢- اگر كسى جهلا [٢] نماز جهرى را اخفاتا خواند يا نماز اخفاتى را جهرا قرائت نمود در اين صورت هم نمازش صحيح است و اعاده آن، لازم نيست امّا اگر جهل آن فرد، تقصيرى بوده، مستحق عقوبت هم هست و روايت صحيحه برطبق آن وارد شده و همچنين مشهور هم طبق آن فتوا دادهاند و از آن اعراض ننمودهاند.
امّا روايت صحيحه: «... عن زرارة عن ابي جعفر «عليه السّلام» في رجل جهر فيما لا ينبغى الاجهار فيه و اخفى فيما لا ينبغى الاخفاء فيه: فقال، أي ذلك فعل متعمّدا فقد نقص صلاته و عليه الاعادة فان فعل ذلك ناسيا او ساهيا او لا يدرى فلا شىء عليه و قد تمّت صلاته [٣]».
اشكال: اگر عمل آنها صحيح است و اعاده، لازم ندارد پس چرا مىگوئيد در صورتى كه ترك تعلّم و جهل از موارد جهل تقصيرى باشد آن جاهل مقصّر، مستحقّ عقاب هست؟
جواب: علّت استحقاق عقوبت اين است كه آنچه را او اتيان نموده است، مأمور به نبوده است گرچه آن عمل، طبق روايات، صحيح است و معناى صحّت اين است كه در وسعت وقت، اعاده لازم نيست و در خارج از وقت، قضاء لزومى ندارد.
امّا استحقاق عقوبت به خاطر ترك مأمور به است به عبارت ديگر او نمازى را كه
[١]وسائل الشّيعه ج ٥/ ص ٥٣١/ باب ١٧/ از ابواب نماز مسافر حديث ٤.
[٢]گرچه جهلش عن تقصير باشد.
[٣]وسائل الشّيعه ج ٤/ ص ٧٦٦ باب ٢٦/ از ابواب قرائت ح ١.