إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٤٩ - راه حل مصنف نسبت به اشكال مذكور
شرطه، و لا غير التّعلّم من مقدّماته قبل شرطه أو وقته(١).
[راه حلّ مصنّف نسبت به اشكال مذكور]
(١)- ٢: اشكال مذكور، حل نمىشود مگر با راهحلّى كه محقّق اردبيلى و صاحب مدارك بيان كردند و يا اينكه راهحلّى كه اكنون خودمان بيان مىكنيم كه:
در واقع، تمام واجبات مشروط و موقّت از قبيل واجبات مطلق معلّق- نه واجبات مطلق منجّز- هستند و مىدانيم كه در واجبات معلّق، وجوب و تكليف، بالفعل محقّق است لكن واجب و مكلّف به، استقبالى است و در آينده، محقّق مىشود مانند «حج»، به مجرّدى كه انسان، مستطيع مىشود در همان موقع «وجوب حج» محقّق مىشود امّا واجب- مناسك حج- استقبالى است و بايد در ايّام خاص- ماه ذىحجّه- اتيان شود لذا مىگوئيم قبل از ايّام حج بايد مقدّمات آن را فراهم كرد زيرا وجوب، فعلى و حالى است.
مصنّف مىفرمايند چه مانعى دارد كه ما دائره واجب معلّق را توسعه دهيم و بگوئيم تمام واجبات مشروط و موقّت از قبيل واجبات معلّق هستند [١] مثلا نماز كه يك واجب موقّت است ما آن را به واجب مطلق معلّق برمىگردانيم و مىگوئيم قبل از ظهر و قبل از زوال خورشيد، وجوب، فعليّت دارد ولى واجب- نماز- استقبالى است و بايد زوال شمس، محقّق شود تا نماز را اتيان نمائيم.
اشكال: اگر واجبات مشروط و موقّت از قبيل واجبات مطلق معلّق هستند و وجوب آنها فعلى و حالى است امّا واجب استقبالى است، پس بايد مقدّمات آن را مثلا قبل از زوال شمس، فراهم نمود زيرا مقدّمه، تابع ذى المقدّمه هست و هروقت وجوب ذى المقدّمه محقّق شد بايد مقدّماتش را هم فراهم كرد مثلا قبل از ظهر بايد
[١]به اين نحو كه بگوئيم شرط- خواه وقت باشد يا چيز ديگر- قيد مادّه است نه قيد هيئت و در نتيجه وجوب، فعلى امّا واجب، استقبالى است.