إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٢٨ - اما روايت«ما لا يدرك كله لا يترك كله»
و تشريكا في الحكم، من دون الاندراج في الموضوع في الثّاني(١).
(١)- اگر دليلى بر اخراج، قائم شد [١]، در اين صورت مىگوئيم آن مورد از قاعده ميسور، خارج شده و اتيان بقيّه عمل لازم نيست منتها، شارع مقدّس يا عرف را تخطئه نموده يعنى تشخيص عرف در عنوان «ميسور» اشتباه بوده است و يا اينكه شارع، قاعده ميسور را تخصيص زده و يك مورد را از عموم قاعده «ميسور» خارج نموده است زيرا قاعده «ميسور»، قابل تخصيص هست.
و اگر دليلى بر الحاق، قائم شد در اين صورت مىگوئيم آن مورد، مشمول قاعده ميسور است و بايد اتيان شود يعنى نماز غريق- فاقد- با نماز مختار كه واجد تمام اجزاء و شرايط است از نظر «حكم»، مشترك است امّا آن را داخل در موضوع نمىكند و نمىگويد اين نماز «ميسور» هم هست. بىمناسبت نيست كه براى اين قسمت «... تشريكا في الحكم من دون الاندراج في الموضوع في الثّاني» از عبارت كتاب مثالى بزنيم گاهى مولا مىگويد «اكرم العلماء و لا يجب اكرام زيد العالم» در اين مثال چون حكم اكرام زيد با اكرام علماء، مغايرت دارد بايد بگوئيم جمله دوّم، مخصّص جمله اوّل است. امّا گاهى مولا چنين مىگويد: «اكرم العلماء و اكرم زيدا» در اين مثال حكم اكرام علماء و حكم اكرام زيد، مغايرتى با يكديگر ندارند و اكرام هر دو واجب است امّا آيا لازم است بگوئيم كه مولا عنوان، «علماء» را توسعه داده و زيد را هم در موضوع- علماء- داخل نموده است؟ خير، لازم نيست كه شارع زيد را عالم فرض كرده باشد و او را مندرج در موضوع- علماء- نموده باشد بلكه ممكن است جمله «اكرم زيدا» داراى ملاك ديگر و حكم مستقلّى باشد و فقط از نظر حكم با «علماء» مشترك باشد.
[١]مثال آن را قبلا ذكر كرديم.