ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٤٤ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
و اينك چگونه دست از يارى تو بردارم با اينكه يك كشتن بيش نيست و معتقدم كه براى هميشه زنده و از اين كرامت برخوردارم.
پس از او زهير بن قين عرضه داشت سوگند بخدا دوست ميداشتم كشته شوم دوباره زنده گردم و بهمين كيفيت هزار مرتبه كشته شوم و زنده گردم و خداى متعال بدين وسيله تو و جوانان اهل بيتت را از آسيب دشمنان نگهدارى فرمايد.
و بالاخره هر يك از ياران آن حضرت سخنانى از همين قبيل بعرض رسانيد، حضرت از همه تقدير كرده و بخيمه خود بازگشت.
على بن الحسين ع فرمايد در شبى كه پدر بزرگوارم فرداى آن شهيد شد در خيمه نشسته بودم و عمهام زينب به پرستارى من مشغول بود پدرم به خيمه خود رفته جوين غلام ابو ذر، شمشير آن حضرت را اصلاح مىكرد و پدرم مىفرمود.
واى بر تو و تفو بر تو اى روزگار در هر بامداد و شبانگاهى بسيارى از ياران و دوستان را نابود مىسازى و به عوض هم اكتفا نمىكنى آرى سر رشته همه در دست خداست و هر ذى حياتى براهى خواهد رفت كه من ميروم.
و همين مضامين را دو يا سه بار مكرر فرمود من از شنيدن اين مضامين به هدف آن حضرت توجه كرده گريه گلوى مرا فراگرفت ليكن خوددارى كرده و آرام گرفتم و دانستم كه بلا نازل شده و اما