ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٢٤٣ - فصل - ٢٤ هنگام قتل طلحه
نموده و گردنهاشان را بريدند چه شده است ايشان را خدا آنها را نابود سازد تا كى اسباب ناراحتى خلق خدا را ايجاد مىنمايند.
اينك بنابودى ايشان قيام كنيد و كار را بر آنها سخت بگيريد و با آنها طورى ملاقات كنيد كه در راه حق و حقيقت بسختى ساخته و همه خدماتتان مقبول پيشگاه خدا واقع شود.
ميدانيد بر آنها وارد خواهيد شد و با آنان پيكار خواهيد كرد و خود را براى سرنيزههاى سخت و محكم آماده سازيد و با همتايان خود مبارزه نمائيد و هر كدام از شما كه در هنگام ملاقات با دشمن، قوىتر است و برادر خود را زبون ديد باو كمك نمايد و از وى مدافعه نمايد و براى راحتى او چنانچه براى آسايش خود مىكوشد جديت نمايد كه اگر خدا بخواهد ممكن است او را هم زبون دست ديگرى قرار دهد.
فصل- ٢٤ هنگام قتل طلحه
وقتى كه طلحه كشته شد و بصريها فرار كردند على ع فرمود بواسطه ما بر پشت مركبهاى شرافت نشستيد و از تاريكى بدبختى بروشنائى سعادت رسيديد و از ظلمتهاى جهل و بيدينى براه راست هدايت شديد كر باد گوشى كه صداى بلند را نمىشنود و شگفت است از گوشى كه آواز بلند آن را از كار افكنده چگونه صداى كوتاه را استماع مىكند بسته باد و كور باد دلى كه از اضطراب خالى نيست.
پيوسته از سرانجام مكارى بر شما بيمناك بودم و سيماى مردم فريبكار را در شما مشاهده مىكردم ليكن مرا پوشاك دينى از شما مستور داشت و نيت راست و درست مرا بحال شما بينا نمود و چنانچه متوجهيد حق و حقيقت را در ميان شما برپا داشتم و شما را بشاهراه هدايت رهبرى نمودم با آنكه دليلى حقيقت بين در ميان شما وجود نداشت چاه ميكنيد و خود از آب آن بهرهمند نمىگرديد.