ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٢٠٢ - مولود دو سر و دو بدن
كردم و با وى درآويختم از من آبستن شد.
شريح كه سخت بشگفت درآمده بود دو دست بر هم زده گفت اين موضوع از مسائلى است كه بايد حل آن را بعهده على ع گذارد من از حل آن عاجزم شريح و مخصوصان و آن مرد حضور على ع رفته قصه را بعرض رسانيد على ع خود او را طلبيده قضيه را پرسيده وى اعتراف كرد على ع پرسيد شوهر تو كيست؟
گفت فلان كس و هم اكنون در شهر است او را حاضر كرده قضيه را سؤال كرد عرض كرد راست ميگويد على ع فرمود تو از شكارچى شير كه باين عمل اقدام كرده پرجرأتترى.
آنگاه به قنبر دستور داد اين موجود را بخانه ببر و بگو چهار زن عادل او را برهنه كنند و نخست آلتهاى او را بپوشانند (دليل بر آنست كه همه جا بايد اصول عفت و پاكدامنى مراعات شود) آنگاه دندههاى او را بشمارند.
شوهرش عرضكرد يا على ع اين موجود باندازه حشريست كه زن و مرد را راحت نميگذارد (ممكن است بهر چهار نفر عدول بتازد و بعدالتشان صدمه وارد آورد) دستور داد شروال محكم و سختى باو پوشانيده در خانه بردند و زنها بر او وارد شده دندههاى او را شماره كردند طرف چپش هفت دنده و طرف راستش هشت ضلع داشت.
فرمود اين آفريده مرد است آنگاه دستور داد گيسوان او را چيدند و كلاه و نعلين و عبا بر او پوشانيدند و شوهرش را از او جدا كرد.