ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٢١ - باب دهم در اين باب مجملى از احوال برادران آن حضرت و اخبار مربوط بايشان را ذكر ميكنيم
دشمنانشان را سرنگون بسازد مردم خيال كردند او بنفع خود خروج كرده و افراد را بامامت خويش ميخواند با آنكه مشار اليه هيچ گاه چنين نظرى نداشت زيرا ميدانست برادر تاجدارش پيش از او مستحق اين مقام بوده و هنگام رحلت هم فرزند والاگهرش ابو عبد اللَّه صادق ع را باين منصب نامزد فرموده بنا- بر اين چگونه چنين ادعائى خواهد كرد.
و علت اينكه ابو الحسين زيد بن على ع خروج كرد علاوه بر آنچه ياد كرديم كه خروج وى براى خونخواهى از حضرت سيد الشهداء ع بوده آنست كه حضرت مشار اليه روزى بر هشام وارد شد و آن روز مردم شام در بارگاه پسر عبد الملك گرد آمده بودند وى دستور داد مجلسيان طورى جا را تنگ كنند كه دست زيد بهشام نرسد و نتواند خود را نزديك وى برساند.
زيد كه اين عمل بر خلاف انتظار را مشاهده كرد فرمود مقام هيچ بنده بالاتر از آن نيست كه ديگران او را به تقوى و بيم از خدا وصيت ننمايند و مقام هيچ بنده فروتر از آن نيست كه ديگران را به تقوى وادار كند اينك من ترا بتقواى از خدا توصيه مىكنم.
هشام كه خيال نمىكرد با چنين سخنى روبرو شود خواست ويرا بيشتر شرمنده بسازد گفت اى زيد تو خود را شايسته براى خلافت ميدانى و آرزومندى روزى بر سرير خلافت آرام گيرى چنين نيست و تو لايق اين مقام نميباشى زيرا تو كنيززاده.
زيد فرمود اى هشام موقعيت هيچ فردى از افراد در پيشگاه خدا مساوى با منزلت و مقام آن پيغمبرى نميباشد كه كنيز زاده بود و هر گاه كنيززادگى ايجاب مىكرد كه فرزندان كنيز موقعيت و مقامى نداشته باشند اسماعيل فرزند ابراهيم خليل كه كنيززاده است نبايد بمنصب نبوت بر- قرار شود اكنون اى هشام از تو ميپرسم مقام نبوت در پيشگاه خدا عاليتر است يا خلافت و جهاندارى علاوه بر اينها كنيززادگى براى كسى كه پدرش رسول خدا و خود پسر على بن ابى طالب است ننگى نيست و از