ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٤٠ - فصل - ٨٢ كورشدن زيد بن ارقم
باره شما فرمود انس بن مالك هم كه در روز غدير حضور داشته و اتفاقا آن روز هم در ميان اين عده انصار بود صحت فرموده على را گواهى ننمود على ع باو متوجه شده فرمود اى انس تو چرا شهادت ندادى و گفته مرا تصديق نكردى با اينكه تو هم مانند ديگران فرموده پيغمبر را استماع كرده بودى عرضكرد يا على من اكنون پير شدهام و از چنين سخنى كه مىگوئى و از من گواهى مىطلبى خاطر كردهام.
على ع از سخن آن پير شرير متأثر شده او را نفرين كرد پروردگارا اگر اين بيچاره دروغ مىگويد ويرا به پيسى مبتلا كن كه هيچ گاه عمامه آن را مستور نكند (پروردگارا ما را به نفرين على و اولاد على عليهم السّلام گرفتار مفرما) طلحه گفته خدا گواهست پس از اين، ميان دو چشم او را ديدم كه لكه پيسى فراگرفته بود.
فصل- ٨٢ كورشدن زيد بن ارقم
زيد بن ارقم گويد روزى على ع در مسجد مردم را بگواهى مىخواست كه آيا مردى از شما در هنگامى كه پيغمبر فرمود
من كنت مولاه فعلى مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه
حضور داشته بيايد بر صحت آن گواهى دهد دوازده نفر از كسانى كه پيكار بدر را دريافته بودند بگواهى برخاستند شش نفر از طرف راست و شش نفر از طرف چپ و منهم كه از جمله شنوندگان بودم كتمان شهادت كردم همان جا كور شده و از نعمت چشم محروم گرديدم.
راوى گويد نامبرده از اين پيشآمد پشيمان بود و پيوسته از خدا طلب مغفرت مىكرد.