ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٦٩ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
سخنان بسيار گفتم تا آنها را از كشتن او ممانعت كردم.
در اين وقت پسر سعد رسيد زنان و دختران حسين ع[١] اطراف او را گرفته با آه و ناله از جفاى شمر به بىمهرى پسر سعد پناهنده شد، او دستور داد كسى وارد خيمه زنان نشود و متعرض حال بيمار نگردد و زنان كه تا اندازه احساس راحتى كردند از وى درخواست كردند امر كند چادر و روپوشهائى كه از آنان به غارت رفته به آنها مسترد بدارند تا بتوانند سر و صورت خود را از نامحرمان بپوشانند پسر سعد خواسته پردگيان رسول خدا ص را اجابت كرد و بياران خود دستور داد هر كس هر چه از خيمهها به يغما برده باز گرداند ليكن بخدا قسم چون از روى جد و ايمان واقعى چنين امريه صادر نكرد كوچكترين اعتنائى بفرمان او نگذاردند.
پس از اين عدهاى را مأمور خيمههاى غارت شده و زنان و على بن الحسين ع قرار داده و دستور داده كاملا از آنها مواظبت كرده تا زنان از خيمهها خارج نشوند و صدمه بايشان وارد نياورند[٢] آنگاه
[١]\sُ سپهدار سپاه كفر آثار\z عمر آن كافر غدار خونخوار\z نمايان شد چو آتش اندر آن دود\z روان شد سوى خيمه شاه ذيجود\z چو ديدندش حريم آل يس\z بگفتندش كه اى خونخوار بيدين\z زمين از خونمان گلرنگ كردى\z فراخاى جهانمان تنگ كردى\z ندارى سيرى از خون پيمبر\z نترسى از خدا در روز محشر\z مكش اين نوجوان ناتوان را\z مزن آتش دگر اين خانمان را\z بگفت آن كفر آئين ستمگر\z بشمر آن ملحد بدتر ز كافر\z كه اين رنجور را با رنج بسيار\z براى اين حرم آسوده بگذار\z بد آن جور و ستم آن روز تا شام\z غلط گفتم كز آنجا بود تا شام\z\E
[٢]\sُ بتول دومين ام المصائب\z چو خود را ديد بىسالار و صاحب\z بر ايتام برادر مادرى كرد\z بنات النعش را جمعآورى كرد\z شفا بخش مريضان شاه بيمار\z غم قتل پدر بودش پرستار\z شدندى داغداران پيمبر\z درون خيمه سوزيده ز اخگر\z بپاشد از جفا و جور امت\z قيامت بر شفيعان قيامت\z شبى بگذشت بر آل پيمبر\z كه زهرا بود در جنت مكدر\z شبى بگذشت بر ختم رسولان\z كه از تصوير آن عقل است حيران\z\E