ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٢٥ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
امام ع فرمود منهم از صلاحديد تو باخبرم و يقين دارم كه امر بر اين قرار گرفته كه من هم اكنون بطرف آن رهسپارم و كسى نميتواند بر تقدير خدا چيره شود و بخدا سوگند هر گاه مرا از پاى درآوردند و شمشيرهاى كين را عليه من از نيام كشيدند خداى متعال كسى را بر آنها مسلط مىفرمايد كه آنان را چنان بيچاره سازد كه از هر امتى ذليلتر شوند.
آنگاه از بطن العقبه كوچ كرده بمنزل شراف وارد شد سحرگاه بعادت قبلى دستور داد آب بسيارى برداشتند و همانوقت از منزل شراف عزيمت فرمود اول ظهرى كه كاروان اندوه حسين طى منازل مىكرد يكى از يارانش بىاختيار تكبير گفت حسين ع به بزرگى خدا اعتراف كرده پرسيد علت تكبير گفتنت چه بود؟ عرض كرد از دور نخلستانى بنظرم آمد بهمين مناسبت تكبير گفتم عده از اصحاب بعرض رسانيدند ما هيچ وقت در اين مكان نخلستانى نديده بوديم. حسين ع پرسيد پس آنچه از دور نمايان است چيست؟ عرضكردند بخدا سوگند گوشهاى اسبانند كه از دور بشكل نخلستان بنظر مىآيند حسين ع فرمود منهم عقيدهام چنين است.
حسين ع از ياران خود پرسيد آيا ممكن است در اين بيابان به پناهگاهى توجه كرده و آنجا را پشتيبان خود ساخته و از جلو با دشمنان خود نبرد كنيم؟ عرضكرديم آرى در اين بيابان كوههاى چندى در طرف چپ شما بنظر مىآيد كه هر گاه زودتر بدانها دست پيدا كنيم ممكن است بمقصود خود نائل شده باشيم.
حسين ع بهمين مناسبت بجانب چپ خود توجه فرموده ما هم به پيروى از آن حضرت بطرف چپ برگشتيم فاصله نشد گردنهاى اسبان نمودار گرديد اينجا بود كه وجود دشمنان براى ما مسلم گرديد و ما هم بلافاصله به بيراهه درآمديم چون نامبردگان فهميدند كه از راه منحرف شديم آنان نيز متقابلا از راه انحراف يافتند و نيزههائى كه در دست داشتند مانند جريدههاى خرما راست و مستقيم و پرچمهاشان