ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٢٦ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
مانند پرندگان در اهتزاز بود ما چنانچه قبلا پيش بينى شده بود زودتر از آنها بدامنه كوهها رسيديم.
حسين ع دستور داد خيمه و خرگاه را سراپا كردند در اين هنگام هزار نفر سواره به سرپرستى حر بن يزيد رياحى در برابر حضرت امام حسين ع صفآرايى كردند.
آن روز هوا بىاندازه گرم بود ياران ابا عبد اللَّه همگى عمامه بر سر نهاده و شمشير بر كمر بسته آماده فرمان بودند حضرت امام حسين ع بياران خود فرمود لشكريان و اسبان حر را آب بدهيد ياران وفادار حسب الامر كاسها و طاسها را از آب پر ميكرده و در برابر اسبان مىبردند و تمام آن را مى- خوراندند و چون آن حيوان سيراب ميشد همين عمل را با ديگرى بانجام مىآوردند تا بالاخره همه اسبان سيراب شدند.
على بن طعان محاربى گويد آن روز من هم ملازم ركاب حر بودم پس از آنكه لشكريان همه سيراب شدند من از همه آخرتر بحضور اقدس حسينى شرفياب شده و چون آن حضرت مرا و مركبم را تشنه يافت فرمود شتر را بخوابان (أنخ الراويه) من خيال كردم منظور از راويه مشك آبست دوباره حضرت فرمود (أنخ الجمل) يعنى منظور از راويه شتر است منهم چنان كردم آنگاه دستور آب آشاميدن داد من نمىتوانستم بخوبى دهانه مشك را در اختيار بگيرم و آب مشك ميريخت حضرت فرمود دهانه مشك را بهپيچ، من ندانستم چه ميگويد؟؟؟، بالاخره حسين ع خود برخاسته و مرا كمك كرد و خود و اسبم را سيراب فرمود.
حر در آن روز كه سر راه بر حسين ع گرفته بود از قادسيه آمده بود و پسر زياد براى آنكه هر چه زودتر و بهتر بمقصود برسد به حصين بن نمير دستور داد بقادسيه رفته و حر بن يزيد را با هزار نفر