ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤١ - فصل ٦ على را رسول خدا امير المؤمنين خواند
فرمود اى انس اكنون از اين در امير المؤمنين و بهترين وصيين كه در تشرف به اسلام بر همه پيشقدم بوده و علمش از همه بيشتر و حلمش از همه زيادتر است وارد خواهد شد من از خدا خواستم چنين شخصى از نزديكان من باشد. فاصله نشد على ع از همان در وارد شد.
رسول خدا ص از آب وضو بصورت على ع ريخت چنانچه ديدگان آن حضرت مملو گرديد. عرضه داشت حالت تازه از خود احساس ميكنم فرمود همواره خير و خوشى نصيب تو باد تو از منى و من از تو، قرض مرا تو ادا ميكنى و به پيمان من وفا مينمائى و مرا غسل ميدهى و در قبر پنهان ميسازى و پس از من احكام را بيان ميكنى.
عرضكرد مگر شما بآنطورى كه بايد و شايد دستورات را بمردم ابلاغ نفرمودى فرمود آرى ليكن اختلافاتى پس از من در ميانشان برقرار خواهد شد.
رسول خدا ص به ام سلمه فرمود بشنو و گواه باش كه على ع امير المؤمنين و سيد وصيين است.
٣- به ابو ذر غفارى گفتند وصيت كن گفت وصيت كردم پرسيدند وصى تو كيست؟ گفت امير المؤمنين گفتند عثمان وصى تست؟ گفت بكسى كه شايسته لقب امير المؤمنينى است يعنى على بن ابى طالب كه حجت روى زمين و مربى اين امت است وصيت نمودم چنانچه اگر او نبود زمين و اهل آن را فراموش كنيد.