ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٢٩ - فصل - ٧٥ پيكار با جنيان
خود دور بساز و صد نفر از افراد را با او همراه كرد و دستور داد همه جا با او باشيد و از فرمانش تخلف ننمائيد.
على ع در آن بيابان رفته چون به بالاى آن وادى رسيد بهمراهيان خود دستور داد همان جا با كمال آرامى توقف نمايند و تا دستور ثانوى به انجام كارى نپردازند خود پيش رفت در لب وادى كه رسيد بخدا پناهنده شده و نام خدا را بر زبان جارى كرد آنگاه همراهيان خود را نزديك خوانده بقدر يك تير پرتاب كردن بآن جناب نزديك شدند هنوز وارد وادى نشده چنان بادى وزيد كه نزديك بود برو در افتند و قدمهاشان تاب ايستادگى نداشت و از ترس دشمن بجان آمده بودند على ع در آن هنگام خود را معرفى كرد كه من پسر ابو طالب پسر عبد المطلب و وصى و پسر عم پيغمبر اكرمم اكنون اگر مىخواهيد بجاى خود برقرار باشيد مسلمانان موجوداتى بشكل مردم سودان آفريقا ديده كه با مشعلهاى آتشين در گوشه و كنار وادى ظاهر گرديدند امير المؤمنين ع وارد وادى شده با فاصله دورى از لشكريان خود بقرآن خواندن مشغول بود و شمشير را بطرف راست و چپ فرود مىآورد و بهر كسى كه شمشير على ع اصابت ميكرد مانند دود سياهى بآسمان بالا ميرفت چون از پيكار با آنان آسوده خاطر شد تكبير گفته از همان محلى كه وارد وادى شده بيرون آمد و در كنار همراهيان آنقدر ماند تا بيابان از دود و بخار خالى گرديد.
اصحاب پرسيدند چه ديدى ما كه نزديك بود از ترس زياد، هلاك شويم و بر تو از خود بيشتر