ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٦٧١ - باب سى و چهارم رحلت حضرت عسكرى و مرقد مطهر و فرزند بزرگوار او
كذاب) برادر آن حضرت، تركه او را ضبط كرده و كنيزان آن حضرت را بزندان افكند و زنانش را بند كرد و بياران آن حضرت كه در انتظار ظهور فرزند حضرت عسكرى بوده و معتقد بودند چنين فرزندى وجود دارد و او امام زمانست ناسزا ميگفته و در گمراهى آنان سعى ميكرد تا آنها را بيمناك ساخته و پراكنده نمود و به بازماندگان آن حضرت بر اثر زندانى شدن و بند گرديدن و تهديد و حقارت و ذلت، خسارت عظيمى متوجه شد.
با همه اين خسارتها و گرفتاريها، خليفه نتوانست بمقصود خود نائل شده و دسترسى بفرزند آن جناب پيدا كند.
و چنان كه گفتيم جعفر، تركه آن حضرت را تحت تصرف درآورد و ميكوشيد شايد بتواند در پيش شيعيان حضرت عسكرى موقعيت آن حضرت را پيدا كند ليكن كسى به ادعاى او توجهى نميكرد و به امامت او اعتراف نمىنمود، آخر الامر نزد خليفه رفته و از او درخواست كرد تا او را بمنزلت برادرش برگمارد و براى وصول باين مقام مال هنگفتى داده و هر گونه راه و وسيله كه ممكن بود براى حصول اين مقصود آماده كند مهيا نمود ليكن نتيجه نبرده و بهره حاصل نكرد.
و اخبار بسيارى در خصوص عمليات جعفر در كتب و سير آمده كه ما بجهاتى كه كتاب حاضر از شرح آنها خوددارى مىكند اعراض مىنمائيم و شيعه و سنى كه اهل اطلاعند از آنها باخبرند خدا يار ماست.