ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٢٢ - باب دهم در اين باب مجملى از احوال برادران آن حضرت و اخبار مربوط بايشان را ذكر ميكنيم
مقام او نميكاهد.
هشام كه از شنيدن اين سخنان ناراحت شده و پاسخى نداشت چون روباهى از جا پريد و سپهدار خود را طلبيده گفت بايد اين مرد را از مركز خارج كنى چنانچه شب را در اينجا بروز نرساند.
زيد همان دم از شام خارج شده و شعارش آن بود هيچ قومى از تيزى شمشير نهراسيدند جز اينكه خوار و زبون گرديدند.
زيد بمجردى كه وارد كوفه شد مردم را از نظريه خود واقف گردانيد و آنها هم كه ويرا دلاورى شايسته ميدانستند يك دل و يك جهت با وى بيعت كردند ليكن چنان كه خوى اين نامردانست بيعتشان را شكستند و آن حضرت را بدست ستم تسليم نمودند تا شهيد شد و اندام پاك يادگار زهرا مدت چهار سال براى عبرت ديگران كه مبادا سخن حق بگويند و مردم را از زير بار ناحق بيرون آورند بر فراز دار نگه داشتند و هيچ يك از خوكصفتان كوفه كه خود را فدائى او قلمداد كرده بودند اين پيشآمد را ناروا نديده و بدست و زبان خود از وى پشتيبانى ننمودند.
چون زيد شهيد شد خبر شهادت او بسمع حضرت صادق ع رسيد و پيشآمد ناگوار او را چنانچه بايد بآن جناب اطلاع دادند حضرتش سخت اندوهناك شد چنانچه آثار اندوه از وجنات همايونش هويدا بود همان وقت ذات ملكوتى صفات او هزار دينار از ماليه خود ببازماندگان آنهائى كه در ركاب زيد كشته شده بودند عنايت فرمود.
چنانچه ابو خالد واسطى گويد حضرت صادق ع هزار دينار پول در اختيار من گذارد و فرمود آنها را در ميان بازماندگان كسانى كه در ركاب زيد كشته شدهاند تقسيم نمايم منهم طبق دستور وجه مزبور را بخانوادههاى مقتولان داده از آن جمله ببازماندگان عبد اللَّه زبير برادر فضيل رسان چهار دينار رسيد.
مجملا حضرت زيد ع روز دوشنبه دوم صفر سال صد و بيستم هجرت در سن چهل و دو سالگى شهادت يافت.