ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٦٦ - فصل - ٢ حسن بن حسن
و هم گويند وى جريحهدار شده و با همان حال اسير گرديد و پس از آن بهبودى يافت و چندى زيست كرد.
گويند حسن از عموى بزرگوارش يكى از دخترانش را خواستگارى كرد حضرت فرمود اى يادگار برادر هر يك از دختران مرا كه ميخواهى بهمسرى خود انتخاب نما. حسن خجالت كشيده پاسخى عرض نكرد حضرت امام حسين ع فرمود من اينك دخترم فاطمه را كه از ديگران بيشتر بمادر بزرگوارم فاطمه زهرا ع شباهت دارد بهمسرى تو درمىآورم.
حسن بن حسن در سن سى و پنجسالگى رحلت كرد.
حسن با آنكه برادرش زيد در قيد حيات بود در عين حال ابراهيم بن محمد برادر مادريش را وصى خود قرار داد.
چون حسن رحلت كرد، همسرش فاطمه بنت الحسين بر سر قبر او خيمه زد و شب و روز را در آنجا بنماز و روزه بسر ميبرد فاطمه از نظر زيبائى مشابه حوريه بهشتى بود چون يك سال از اين قضيه گذشت بكنيزان خود گفت چون شب شد اين خرگاه را جمع كنيد شبانگاه فاطمه شنيد كسى مىگويد «آيا آنچه را از دست داده يافتند» ديگرى پاسخ داد «بلكه نااميد شده دست برداشتند».
حسن بن حسن از دنيا رفت و بهيچ وجه ادعاى امامت نكرد و نيز كسى هم اين سمت را براى او مدعى نبود چنانچه همين موضوع را براى زيد تذكر داديم.
عمر و قاسم و عبد اللَّه هر سه در كربلا شهيد شدند خداى متعال از آنان خشنود باد و از طرف اسلام