ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٣٠ - باب دوازدهم در احوال امام پس از حضرت ابو جعفر و تاريخ تولد و دلائل امامت و مدت عمر و خلافت و هنگام وفات و محل دفن و عدد فرزندان و بخشى از فضائل و اخبار او
ميشد آرزومندم آنچه را در آن وقت مىفرمودى بمن بياموزى فرمود در آن وقت دعاء جدم حسين ع را مى- خواندم عرضكردم چه دعائى فرمود بخدا عرضه مىكردم اى خدائيكه در سختيها بمن همراهى مىكنى و اى خدائيكه در گرفتاريها ياور من هستى بديدگان خودت كه خواب بر آنها عارض نمىشود مرا نگهدارى كن و در ظل عنايتت كه هيچ گاه ناپديد نمىگردد پناهم ده.
ربيع گويد دعاء مزبور را آموختم و هر گاه گرفتارى از براى من پيشآمد مىكرد همين دعا را مىخواندم و درب گشايش بروى من باز ميشد.
ربيع گويد از حضرت پرسيدم چرا اجازه ندادى آن مرد بخدا سوگند ياد كند فرمود براى آنكه نخواستم خدا را بوحدانيت و بزرگوارى ياد كرده باشد و در نتيجه خداى متعال بردبارى فرموده شكنجه او را به تأخير بيندازد به همين جهت او را بدان كيفيت كه شنيدى سوگند دادم و خدا هم بزودى او را به سزايش رسانيد.
٢- روايت شده هنگامى كه داود بن على، معلى بن الخنيس غلام آن حضرت را كشت و مالش را گرفت حضرت از شدت اندوه عباى مباركش را بر زمين مىكشيد و همان طور بر داود وارد شده فرمود غلام مرا كشتى و مال مرا گرفتى مگر ندانسته كه شخص مصيبت ديده ممكن است در خانه خود آرام بخوابد ولى اگر حق او را پامال كنند آرام نميگيرد؟ سوگند بخدا ذات پروردگار را عليه تو مىخوانم و بر تو نفرين مىكنم.
داود با كمال تمسخر گفت ما را از نفرين خودت مىترسانى و تهديد مىكنى! حضرت صادق ع سخنى نگفته بمنزل خود بازگشت و آن شب را همواره بركوع و سجود بسر آورد سحرگاه اين دعا را در مناجات خود مىخواند
يا ذا القوة القوية و يا ذا المحال الشديد و يا ذا العزة