ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ١٦٧ - فصل - ٥٢ آخرين روزهاى پيغمبر
شد چون از بيمارى خود باخبر گرديد و احساس كرد كه اين مرض ويرا از پاى درمىآورد دست على ع را بدست گرفته و همراه با عده به بقيع آمد بآنها توجه كرده فرمود من مأمورم براى مردگان بقيع استغفار نمايم آنها با وى آمدند تا رسول خدا ص در محلى توقف كرد و گفت سلام بر شما اى مردمى كه در دل خاك بقيع خفتهايد، از مقاماتى كه بدان نائل گرديدهايد تبريك ميگويم اگر بروزگار ما بنگريد مىبينيد فسادها از همه طرف مانند شب تاريك روز ما را تار نموده سپس براى آنها استغفارى طولانى نموده بطرف على ع متوجه شد فرمود همانا جبرئيل هر سال يك مرتبه قرآن را بر من تلاوت ميكرد امسال دو مرتبه آن كتاب عزيز را بر من قرائت كرد و يقين ميدانم اين عمل جبرئيل حاكى از آنست كه مرگ من فرارسيده.
سپس فرمود يا على من مخيرم خزائن دنيا و جاويد ماندن در آن را براى خود برگزينم يا از اين دنيا رخت بربسته بسراى ديگر بشتابم من از اين دو ملاقات پروردگار و نعمتهاى پايدار بهشت را اختيار نمودم بنا بر اين هنگامى كه از دنيا رفتم مرا غسل بده و عورت مرا بپوشان زيرا هر كسى چشمش بعورت من بيفتد بلادرنگ نابينا شود.
آنگاه بمنزل خود برگشته و سه شبانه روز با كمال بيمارى و نقاهت بسربرد پس از سه روز، سر مبارك را بسته على ع طرف راست آن حضرت و فضل بن عباس طرف چپ آن حضرت را گرفته بودند و با