ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٤٢٨ - فصل - ٣ آغاز حركت حسين ع
وقت عصر، حضرت ابا عبد اللَّه به ياران خود فرمود آماده كوچ كردن شوند و بمنادى دستور داد مردم را براى اداى تكليف نماز عصر بخواند آنگاه خود پيش ايستاده و مردم هم با آن جناب نماز عصر را بپايان آورده پس از آن بمردم توجه كرده فرمود.
اما بعد اى مردم اگر از خدا ميهراسيد و حق را براى صاحب حق ميدانيد كارى كنيد كه هر چه بهتر و بيشتر خشنودى خدا را بدست آوريد و ما آل محمد شايستهتريم كه امر ولايت را بعهده بگيريم از اين عدهاى كه ادعاى امامت و ولايت بر شما مىنمايند زيرا آنان جز ستم و دشمنى كار ديگرى با شما نمىكنند و اگر امارت ما را بر خود كراهت داريد و حق ما را نشناخته و اكنون رأيتان بر خلاف اظهار نامهها و رسولانتان مىباشد من از تصميم خود منصرف خواهم شد.
حر گفت سوگند بخدا من از نامهها و رسولانى كه ميفرمائى اطلاعى ندارم.
حسين ع به عقبة بن سمعان فرمود خرجينى كه نامههاى كوفيان در آنست بياور او هم خرجينى مملو از نامههاى مرسله حضور اقدس حسينى تقديم داشت و در برابر حضرت روى زمين ريخت حر، معروض داشت ما آن عده نيستيم كه نامه حضورتان ارسال داشتهاند بلكه ما مأموريم بمجردى كه با شما ملاقات كرديم از شما جدا نشويم تا شما را بكوفه وارد ساخته و پيش پسر زياد ببريم.
حضرت فرمود مرگ نزديكتر بتو است از آنكه بتوانى باين مقصود نائل شوى آنگاه به ياران خود دستور داد سوار شويد و آماده حركت گرديد ياران سوار شده و منتظر سوار شدن زنان بودند حضرت بياران خود فرمود بازگرديد در اين وقت لشكر حر از بازگشت آنان ممانعت كردند.
حضرت ابا عبد اللَّه به حر، فرمود «مادرت بعزايت بنشيند آهنگ چه كارى دارى» حر از اين جمله