ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٣٠٢ - فصل - ٥٩ خاندان على ع چه ديدند
و خوف مبتلا نگرديدند و آن همه پيشآمدهاى ناروائى كه براى ايشان شد براى هيچ يك از ديگران اتفاق نيفتاد چنانچه آنان را كشتند و همه گونه حيلهگرى را براى نابودى آنها بكار بردند و آنها را زنده در ميان ديوارها گذاردند و با تشنگى و گرسنگى آنان را معذب ساختند و بهلاكت رسانيدند و بالاخره ناراحتىهائى كه از ناحيه دشمنان براى آنان ايجاد شد خاندان على را وادار كرد كه از ديار خود فرار كرده و در شهرهاى غربت با گمنامى بسر برند و بقدرى در بيچارگى آنان پافشارى شد كه آنها از دوستان خود هم كناره مىگرفتند و از دشمنان هم كه بطور مسلم فرارى بودند و بشرق و غرب عالم پناهنده ميشدند و در مكانهائى ميزيستند كه آب و آبادانى نداشت و سعى مىكردند مردم كمتر آنها را بشناسند و به دورى از ايشان مايلتر بودند و آميزش كمتر مىنمودند و ميترسيدند مبادا از نتيجه خلط و آميزش با افراد بدست ستمگران روزگار گرفتار شوند و خود و افرادشان به بيچارگى بيفتند.
و بالاخره تمام آنچه گفته شد عللى بود كه رشته نظام زندگى آنان را از هم گسيخت و ريشهكن ساخت و از عددشان كاست و در عين حال يادگارهاى على از همه پيمبران و نيكوكاران و دوستان خدا بيشتر بلكه از فرزندان ساير افراد هم زيادتر است چنانچه همه جا را نور خورشيد ولايتشان فراگرفته با آنكه رسم سادات علوى بر اينست كه جز با خويشاوندان نزديك خود با ديگران ازدواج نمى- كنند[١].
[١] هنوز هم برخى از سلاسل سادات بدان عقيده باقى و با غير سادات وصلت نمىكنند گرچه اين موضوع به اهميت سابقى خود برقرار نمانده.