ترجمه ارشاد شيخ مفيد - ساعدي خراساني، محمد باقر - الصفحة ٥٢٨ - باب دوازدهم در احوال امام پس از حضرت ابو جعفر و تاريخ تولد و دلائل امامت و مدت عمر و خلافت و هنگام وفات و محل دفن و عدد فرزندان و بخشى از فضائل و اخبار او
دانش و بكار بستن آئين الهى از همه برادران و عموزادگان و از همه مردم زمانش برتر و بالاتر بود.
دليل ديگر آنكه امام بايد مانند پيمبران، معصوم باشد كه مرتكب هيچ گونه خطائى نشود و در علم و دانش بسرحد كمال رسيده باشد بنا بر اين مدعيان امامت در عصر آن حضرت كه خطاكار و ناقص بودند از درجه اعتبار ساقط بودند و از آنجا كه بايد در هر عصرى امام معصوم و كاملى وجود داشته باشد و آن جناب معصوم و كامل بود بايد امام زمان باشد و مردم در كليه امور خود باو مراجعه نمايند.
مردم، معجزات و كرامات زيادى از آن حضرت نقل كردهاند و همه آنها دليل بر امامت و حقانيت اوست و ثابت مىكنند ديگران بغير از ادعا، فضيلت ديگرى نداشتند.
١- از آن جمله روايت مىكنند منصور به ربيع دستور داد امام صادق ع را حاضر كند چون حضور يافت و چشم منصور بدان جناب افتاد گفت خدا مرا بكشد اگر ترا نكشم امروز كار تو بجائى رسيده كه با سلطنت من بازى مىكنى و از همه طرف اسباب شورش فراهم مىسازى!.
حضرت صادق ع فرمود سوگند بخدا آنچه را بمن نسبت دادى من انجام نداده و آهنگ آنها را هم نداشتهام و هر گاه خبرى در اين خصوص شنيده دروغ بوده و بر فرضى كه آنچه مىگوئى راست و بجا بوده درگذر زيرا حضرت يوسف ستم ديد و بخشيد و ايوب به بلا مبتلا شد صبر كرد و بسليمان نعمت بىسابقه اعطا گرديد سپاسگزارى نمود اينان همه پيمبران خدا و نسب تو هم كه بديشان مىپيوندد!.
منصور شرمنده شده تصديق كرد و آن حضرت را روى تخت خود كه مقام الهى آن جناب بود و آن روز غاصب بىباكى بر فراز آن نشسته فراخواند و معروض داشت همانا فلان آنچه را كه بحضورت عرضه